کسی فکر نمی کرد ون گوگ مهمترین هنرمند جهان شود!

کسی فکر نمی کرد ون گوگ مهمترین هنرمند جهان شود!

وَنسان ون گوگ یا آن گونه که در زبان هلندی خوانده می شود فینسِنت فان خوخ، نابغه نقاشی بود که در سن 37 سالگی خودکشی کرد و بسیاری او را دیوانه می پنداشتند. در 125 سالگی درگذشت او سازمان های بسیاری نامش را گرامی می دارند.

وَنسان ون گوگ سی ام مارس سال 1853 به دنیا آمد و در  سال 1890 در سن 37 سالگی با شلیک گلوله به زندگی اش پایان داد.

وَنسان ون گوگ سی ام مارس سال 1853 به دنیا آمد. نام برادرش را که یک سال قبل از آن در همین روز درگذشته بود، بر او گذاشتند. در مجموع پنج خواهر و برادر داشت. نامه نگاری های بسیار او با برادر جوان ترش تئو باقی مانده است. پدرش کشیش بود و او خانه دوران کودکی را تاریک و سرد توصیف کرده است.

خانواده ون گوگ او را عضوی ناخلف می دانستند. او به هرکاری دست می زد پس از چندی رها می کرد. شغل هایی چون دلال آثار هنری، معلم یا واعظ مذهبی را یکی پس از دیگری رها کرد. در سال 1879 به میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ در بلژیک رفت و با کرایه کردن اتاقی در این خانه، به عنوان مُبلغ مسیحی به فعالیت پرداخت.

زندگی محقر کارگران معدن تاثیری شدید بر ون گوگ گذاشت. او سعی می کرد جزئی از این کارگران باشد و به همین جهت چهره اش را تیره کرد تا از نظر ظاهر نیز شبیه آنها شود. سرانجام تصمیم گرفت زندگی آنها را در طراحی های خود ثبت کند.

از معدن مارکاسه در شهر بوریناژ بلژیک که زمانی ون گوگ در آنجا با کارگران همراه بود، ویرانه ای بیشتر باقی نمانده است. واگنی یاد آن زمان را زنده نگاه داشته است. ون گوگ با دیگر کارگران این معدن به اعماق 700 متری زمین می رفت. او در نامه ای برای برادرش تئو درباره شرایط کار آنجا نوشته و توضیح داده است که از تنگی جا و تاریکی معدن شوکه شده است.

ون گوگ بار دیگر به هلند به شهر کوچک نوانن نزد خانواده اش بازگشت و پدر و مادر گرچه رضایتی از او نداشتند، اما محلی برای سکونت پسرشان تعیین کردند. او از سال 1883 تا 1885 آنجا ماند و به نقاشی از مزارع و دهقانانی که به کار مشغول بودند پرداخت. رنگ های انتخابی او بسیار تیره بودند. او هیچ علاقه ای به زیبا جلوه دادن موضوع نقاشی هایش نداشت. سیب زمینی ها یکی از آثار این دوران است.

ون گوگ طی دوسال اقامت در خانه پدری، خود را کاملا وقف زندگی ساده و طبیعی کرد. تابلوی سیب زمینی خورها در سال 1885 خلق شد؛ تابلویی که زندگی ساده را که اساس اش رابطه مستقیم با طبیعت است می ستاید و در ارزش های مدرن شهری تردید می کند. ون گوگ در نامه ای به برادرش تئو درباره این اثر می نویسد، قصد او از این نقاشی نشان دادن روش زندگی کاملاً متفاوتی با زندگی انسان های متمدن بوده است.

ون گوگ در این زمان آتلیه ای برای خود داشت و دست کم یک تابلو در روز می کشید. سادگی تکنیک ون گوگ به آثار این دوره او حالتی ناپخته می دهد. زندگی مردم روستایی جذابیت خاصی برای او داشت. در همین خانه بود که تابلوی سیب زمینی خورها خلق شد.

هیچ کس حدس نمی زد که ونسان ون گوگ مهم ترین هنرمند جهان شود. او پس از مرگ پدر از زادگاه اش رخت بربست و با تابلوی سیب زمینی خورها راهی شهر بزرگ آنتورپ بلژیک شد و کمی بعد از آنجا به پاریس رفت و با حمایت مالی برادرش تئو اتاقی فقیرانه برای خود دست و پا کرد و فعالیت های هنری اش را در این شهر آغاز کرد. ون گوگ در بیستم فوریه سال 1888 پاریس را به مقصد جنوب این کشور ترک کرد. او در جست و جوی نور بود. ون گوگ که در ابتدا تحت تاثیر نقاشی های هلندی از رنگ های تیره و محزون استفاده می کرد، در جریان برخورد دائمی با هنرمندان دیگر در پاریس به خطوط پرتاثیر و رنگ های تند و نور قوی محیط اطرافش در خارج از شهر پرداخت.

در صدوبیست وپنجمین سال درگذشت ونسان ون گوگ، 30 انستیتوی اروپایی با هم همکاری می کنند و در برنامه هایی متنوع به بررسی او و آثارش می پردازند. در هلند قرار است آثار اولیه این هنرمند بزرگ جهان بررسی شود و تاثیراتی که او روی دیگر هنرمندان گذاشته است. در چند شهر فرانسه نیز در برنامه هایی متنوع شخصیت ون گوگ مطرح می شود؛ ون گوکی که سال 1890 در سن 37 سالگی با شلیک گلوله به زندگی اش پایان داد.