طنز؛ هنر نزد بعضی از ایرانیان است و بس!

مجله خط خطی - محمدحسین روانبخش:

1-هنرنمایی های باقی مانده از ضرغامی

اگرچه برادر عزت الله ضرغامی، پدر هنرهای ایرانی از صدا و سیما رفته است اما هنرهای شکل گرفته در زمان ایشان هنوز هم از در و دیوار این دستگاه دراز و پهن (عریض و طویل سابق) می ریزد: آخرین نمونه این هنرنمایی ها، سریالی بود به نام «دولت مخفی» که نه ربطی به هیچ دولتی داشت و نه هیچ چیز مخفی ای که در آن قابل مشاهده بود و هنرنایی که از نام این سریال آغازه شده بود در متن این سریال هم به شدت به چشم می خورد: بخشی از این سریال درباره اسرای ایرانی در اردوگاه های عراق بود و نشان می داد در عراق، به جای اینکه ایرانی ها زبان عربی یاد بگیرند، عراقی ها، از افسرهای بلندمرتبه گرفته تا سربازهایشان، فارسی یاد می گرفتند!

اما شاهکار این سریال وقتی بود که یک افسر عراقی داشت برای یک سرباز اسیر ایرانی با زبان فارسی سلیس تعریف می کرد که از کودکی دوست داشته با چوب کبریت نشانه گیری کند ولی یک بار نشانه گیری اش به هدف نمی خورد: در کودکی یک شب هنگامی که خواب بودند او نشانه می گیرد که کبریت را به حیاط بیندازد اما کبریت به پرده گیر می کند و او هم کاری نمی تواند بکند، خانه و پدر و مادر و خواهر و برادرش در آتش می سوزند و جزغاله می شوند... یکی نیست به نویسنده و کارگردان این سریال های آبکی بگوید: برادران، آخر مگه خانواده افسران عراقی درخت بوده اند که نتوانند از جایشان تکان بخورند و مانده اند تا بسوزند و تمام شوند؟!

طنز؛ هنر نزد بعضی از ایرانیان است و بس!

2- هنرنمایی دوره سرافراز

حالا که ذکر خیری از هنرنمایی های برادر ضرغامی شد حیف است اگر به هنرنمایی های دوره برادر سرافراز اشاره نشود. وی اگرچه یکی دو ماه است که این دستگاه دراز و پهن را تحویل گرفته اما مطمئن باشید نمی گذارد هنرنمایی از آن جا رخت بربندد. مثلا مدتی است اکثر کانال های تلویزیون صبح و ظهر و شب و نصفه شب آگهی یک پوشک بچه را از تلویزیون پخش می کند که نشان می دهد خلبان و تاجر و پزشک و بقه اقشار جامعه همه وابسته و پیوسته به این پوشک هستند: مثلا پزشک محترم پوشک به پا در بیمارستان بالای سر مریض می رود و او را معاینه می کند؛ خلبان مجهز به پوشک در کابین قرار می گیرد و...! واقعا مرسی رسانه سرافرازی که قرار بود ملی باشی!

3- بی هنری کره ای ها

حالا که با هنرهای ایرانی آشنا شدید، برای اینکه خیلی دقیق و عمیق بدانید که نه تنها هنر نزد بعضی ایرانیان است و بس، بد نیست با بی هنری غربزده ها هم آشنا شوید! چند هفته قبل در کره جنوبی یک اتفاق بی مزه و احمقانه به وقوع پیوست که نشان داد این کشور غربزه گرفتار چه وضعیت هچل هفتی است!

موضوع از این قرار است که مدیر اجرایی شرکت هواپیمایی کره به دلیل ایجاد تاخیر 20 دقیقه ای در یکی از پروازهای این هواپیما از سمت خود کناره گیری و به خاطر کارش به همراه پدرش میان مردم رفت و به صورت عمومی عذرخواهی کرد پدر وی نیز که ریاست شرکت هواپیمایی کره را بر عهده دارد، گفت: فرزند ارشدش از تمام مسئولیت های اجرایی در گروه هانجین که مالک هواپیمایی کره است، کناره گیری کرده است و او، از این که نتوانسته فرزندش را بهتر بزرگ کند، متاسف است!

اینجا است که هنرمندی بعضی ایرانی ها به صورت گل درشت توی چشم می زند: شما تاحالا شنیده اید کسی مثلا بابت اختلاس های 4 هزار میلیاردی و 12 هزار میلیاردی حداقل در پیش زن و بچه خودش شرمنده باشد؟!... ببینید ما هشت سال چه هنرمندهایی داشتیم و قدرشان را ندانستیم!