حکایت دستور برای رفع مزاحمت مردم

حکایت دستور براى رفع مزاحمت مردم

حکایت دستور برای رفع مزاحمت مردم

یکی از مریدان نزد پیر مرشد خود آمد و گفت: چه کنم که از دست مردم در رنج می باشم؟

آنها زیاد نزد من می آیند و وقت عزیز مرا می گیرند.

پیر مرشد به او گفت: به این دستور عمل کن تا از دور تو پراکنده گردند و آن اینکه: به فقیران آنها قرض بده و از ثروتمندان آنها چیزی را بخواه. در این صورت فقیران بر اثر نداشتن پول برای ادای قرض و ثروتمندان از ترس پول دادن، نزد تو نیایند و اطرافیان خلوت گردد.

گر گدا پیشرو لشگر اسلام بود

کافر از بیم توقع برود تا در چین