پای صحبت های آزاده و جانباز میاندوآبی/ از هم سلولی با سید آزادگان تا انتظار برای بازگشت حاج احمد

سیب موز : none">

به مناسبت روز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی به سراغ یکی از این 182 آزاده میاندوآبی بازگشته به میهن اسلامی رفتیم که افتخار جانبازی را نیز دارد و پای صحبت های وی نشستیم.

سیب موز: پای صحبت های آزاده و جانباز میاندوآبی/ از هم سلولی با سید آزادگان تا انتظار برای بازگشت حاج احمد

به گزارش سیب موز به گزارش اروم نیوز به نقل از زرین خبر، 26 مرداد در تقویم کشورمان یک روز خاص هست، روزی که مزین به نام آزادگان گشته و روز بازگشت آزادگان سرافزار به میهن اسلامی نام گرفته است.

در این روزها بسیاری از چشمان منتظر، سرشار از اشک شوق دیدار با عزیزان خود شده و مردم ایران اسلامی میزبان فرزندان خود پس از سال ها اسارت در بند دشمن بعثی شده اند.

شهرستان میاندوآب هم در دوران دفاع مقدس نقش مهمی داشته و در این راستا 850 شهید و 182 آزاده و یک هزار و 533 جانباز و در راس همه آنها شهید مهدی باکری، فرمانده دلاور و رشید لشکر عاشورا را تقدیم نظام و انقلاب اسلامی کرده است.

به مناسبت روز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی به سراغ یکی از این آزادگان بازگشته به میهن اسلامی رفتیم که افتخار جانبازی را نیز دارد.

وی ابراهیم منصوری نام دارد که دارای  40 درصد جانبازی و هفت ماه و سه روز سابقه اسارت بوده و در عملیات های مختلفی در دوران جنگ تحمیلی از ناحیه دست و پای راست و نیز شیمیایی شدن مجروح شده است.

منصوری که که به گفته خودش در زمان اسارت با سید و سرور آزادگان ایران اسلامی در دوران دفاع مقدس، مرحوم ابوترابی هم سلولی بوده، اینگونه می گوید: در اوایل جنگ به فرمان حضرت امام خمینی(ره) لبیک گفته و عازم جبهه های جنگ شدم و در هویزه از ناحیه دست راست، در جزیره مجنون از ناحیه پای راست و در فاو نیز شیمیایی شده ام و در هویزه به بند اسارت درآمده و مدت هفت ماه و سه روز در بند اسارت بوده است.

این جانباز و آزاده دوران دفاع مقدس در گفت و گویی که با ما  داشته، داستان اسارت خود را اینگونه نقل می کند:

داستان اسارت

پای صحبت های آزاده و جانباز میاندوآبی/ از هم سلولی با سید آزادگان تا انتظار برای

سال دقیقش یادم نیست ولی در عملیاتی در هویزه به محاصره افتادیم ، در نتیجه درگیری ها، ساعت یک بامداد بود که من از ناحیه دست راست زخمی شدم و چند تن از بچه ها نیز شهید شدند، تا صبح در آنجا بودیم وصبح نیز 5-6نفر از بچه ها وبنده اسیر شدیم وبه بصره منتقل شدیم.

در بصره چند نفر از بچه ها را شهید کردند و فقط سه نفر ماندیم، ما را شکنجه کردند که در نتیجه آن یکی از دوستان ما که عربی بلد بود با یکی از سرهنگ های عراقی و شکنجه کنندگان جروبحث  کرد و بعدها عراقی ها به ما گفتند که وی را به موشک بسته اند و شلیک کرده اند.

از شدت شکنجه بیهوش شدیم، چشمم را که باز کردم و خودم را در بیمارستان دیدم، اولش فکرمی کردم در ایرانم و به یکی از اطرافیانم به ترکی و حتی فارسی گفتم پدرومادرم را باخبر کنید و در آنجا یک سرهنگ عراقی که فارسی بلد بود آمد وگفت شما در عراق هستید و من فهمیدم که اسیر هستیم و از شکنجه بیهوش شده ایم و ما را به بیمارستان آورده اند.

هم سلول شدن با مرحوم ابوترابی

بعد از اندکی بهبودی، چشم های ما را بسته وبه یک جای ناشناسی برده و ما در سلولی انداخته و چشم ما را باز کردند، دیدم6-7 نفر از رزمندگان در آنجا هستند، مرحوم ابوترابی نیز بود.

وی خاطره کوتاهی هم از سید آزادگان نقل کرده و این گونه گفت: خیلی سید بزرگواری بود، به بچه ها و من روحیه می داد، روزی نبود که روزه نباشد وقرآن نخواند وعراقی ها هم هروقت می خواستند من و یا یکی از بچه ها را به بازجویی ببرند، اجازه نمی داد و مقاومت می کرد.

صدام می گفت شکنجه ها را کتمان کنید

منصوری با بیان اینکه هفت ماه و سه روز در بند اسارت دشمن بعثی بوده است، به سفارش صدام به اسرا مبنی بر مخفی نگهداشتن شکنجه ها اشاره کرد و افزود: روزی که قرار بود  با اسرای عراقی مبادله شود، صدام به اردوگاه آمد  و گفت که خبرنگاران هر وقت از شما سوال کردند، نگوئید که شکنجه شده اید.

افتخار می کنم جانبازم و هنوز هم آماده جانفشانی

پای صحبت های آزاده و جانباز میاندوآبی/ از هم سلولی با سید آزادگان تا انتظار برای 2

من افتخار می کنم که در راه انقلاب واسلام ایثارگری کرده ام و هنوز هم با همان روحیه دوران دفاع مقدس بوده وآماده جانفشانی و ایثارگری در راه انقلاب، اسلام و ولایت هستم.

امیدوارم به زودی خبر بازگشت حاج احمد متوسلیان را بشنوم

این علاقه من به حدی است که تصاویر شهدا و دوران دفاع مقدس را در دفتر کار و مغازه ای که دارم نصب کرده و امیدوار و در انتظار روزی هستم که خبر بازگشت حاج احمد متوسلیان را بشنوم.

این جانباز و آزاده دفاع مقدس با بیان اینکه شهدا افتخار ما هستند واز خود گذشتگی کردند و ما هرچه داریم از شهدا داریم، گفت: جوانان خاطرات شهدا،وصیتنامه وزندگینامه شهدا را بخوانند واز آنها سرمشق بگیرند.

انتهای پیام/