ضرورت نگاه منظومه ای به ترویج زبان فارسی

ضرورت نگاه منظومه ای به ترویج زبان فارسی

سیب موز: ضرورت نگاه منظومه ای به ترویج زبان فارسی

سیب موز ضرورت نگاه منظومه ای به ترویج زبان فارسی

دکتر سبحان کرم آبیان*

متاسفانه برای ترویج زبان فارسی آن طور که شایسته و ظرفیت وجودی این زبان باشد، کار نشده است. باید به این مسئله توجه کنیم که از دو طریق توسعه زبان فارسی را می توانیم پیگیری کنیم.

اول درون مرزها و دوم در خارج از مرزهای سرزمینمان. زمانی که داخل کشور هستیم و به فکر اندیشه ای برای ترویج و توسعه زبان، بحث های مختلفی را مطرح می کنیم. اما به کل توسعه زبان و ادب پارسی در خارج از کشور با داخل متفاوت است.

زمانی که آنجا باشی و سینه سوخته زبان مادری، فشار محیط و نبود ابزار و امکانات اولین چیزی است که تو را در تنگنا قرار خواهد داد. در حالتی که ما آموزش زبان فارسی را برای افراد خارجی در داخل کشور داشته باشیم، به دلیل اینکه افراد در محیط قرار دارند راحت تر زبان فارسی یاد می گیرند و شما هم تصور می کنید وضعیت آموزش خوب است؛ اما زمانی که در خارج کشور امر توسعه زبان فارسی را پیگیری کنیم با مشکل مواجه می شویم؛ چرا که در آنجا تازه متوجه می شوید با چه کاستی هایی مواجه هستید. قطعا در آنجا با ابزارهای کمی مواجه

هستیم.

واقعیت این است که ما خیلی از موسسات بزرگ آموزش زبان مثل «آیلتس» و «تافل» عقب افتادیم. حرف و سخن بر سر این است که اگر ما قائل به توسعه زبان فارسی باشیم که هستیم، این ابزار و بسترهایی که در اختیار داریم به هیچ وجه متناسب با آنچه که باید باشد، نیست. در حال حاضر کشورهایی از فرسنگ ها دورتر و بدون کوچک ترین وجه اشتراک فرهنگی، کیلومترها این طرف می آیند و برای ترویج زبان خودشان برنامه ریزی دقیق و هزینه می کنند و اتفاقا موفق هم می شوند. اما ما در کنار گوش خودمان با بالاترین اشتراکات فرهنگی موجود نمی توانیم عرصه را به نفع زبان مادری مان رقم بزنیم. این برای هر اهل تفکر و پژوهشگری جای سوال و ابهام دارد. آن ها در حال حاضر پیشرفته ترین امکانات علمی و سمعی و بصری را در خدمت توسعه زبان خودشان گرفته اند تا بتوانند به وسیله آن زبان خودشان را به راحتی انتقال

دهند.

ما باید بیاییم و دور یک میز بنشینیم و گفتگو کنیم که از چه روشی برای توسعه زیرساخت های زبان فارسی نه در کشورهای دور و بیگانه که در همسایگی خودمان استفاده کرده ایم؟ سایر موسسات امروز نه روی آموزش زبان که روی ارائه پیام مورد نظر با فرهنگ خودشان برای تغییر ذائقه و الگوهای جوامع کار کرده و می کنند تا بدانند چه محتوایی می تواند ضمن در خدمت آموزش بودن به الگو سازی و رفتار سازی افراد سایر جوامع را منجر شود. در باب زبان فارسی و پتانسیل های این زبان حرف بسیار است اما مغفول ماندن آن دوچندان دل انسان را آزرده

می کند.

سایر موسسات قوی و الگو، امروزه برای تمام شئون زبان تحت آموزش خودشان برنامه ریزی های دقیق و پیگیری های مناسبی دارند. توجه به ظرفیت نیازها و ایجاد نیاز برای هر زبان آموزی پیش مقدمه ترویج و توسعه زبان می تواند باشد. ما کی و کجا به این پیش نیازها توجه داشته ایم؟ می دانیم که توسعه زبان روسی یا چینی بدون ایجاد این نیاز و این ذائقه در مخاطب تحقق نخواهد

یافت.

حال چگونه می توانیم در وادی توسعه زبان فارسی سخن برانیم و برنامه بریزیم و این نیاز را در نظر نگیریم؟ موسسات راهبردی تری در دنیا امروز وجود دارند که سه فرایند قبل، حین و بعد از آموزش زبان را در نظر می گیرند و حتی برای بعد از آموزش زبان هم تدابیری دارند که امروز آن ها را می بینیم.

منظومه ای دیدن، برای ترویج و توسعه زبان فارسی حلقه مفقوده ای است که اگر بخواهیم صرفا به آن مقطعی نگاه کنیم به مطلوب نمی رسیم.

*محقق و پژوهشگر