گفتگو با دکتر احسان قبول رئیس مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان دانشگاه فردوسی مشهد حال زبان فارسی خوب نیست

گفتگو با دکتر احسان قبول رئیس مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبا

سیب موز: گفتگو با دکتر احسان قبول رئیس مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان دانشگاه فردوسی مشهد حال زبان فارسی خوب نیست

سیب موز گفتگو با دکتر احسان قبول رئیس مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان دانشگاه فردوسی مشهد حال زبان فارسی خوب نیست

حاتم مهجوری- توسعه و ترویج زبان و ادب فارسی در گذر زمان همواره با چالش هایی روبه رو بوده است. امروزه قدرت سایر موسسات و نهادهای آموزش زبان خارجی در کشور خودمان و سایر نقاط جهان را می بینیم که با کمترین میزان اشتراک فرهنگی و پذیرش از سوی جامعه هدف، با برنامه ریزی هوشمندانه توانسته اند علاوه بر گسترش خودشان، به نوعی جزء لاینفک سیستم های آموزشی آن ها قرار بگیرند. با این حال ما علی رغم اشتراکات بالا و بی نظیر فرهنگی و قومی که با برخی کشورها داریم؛ نتوانسته ایم آن طور که باید در این زمینه موفق باشیم. در بخش های ابزاری و امکانات زیرساختی و در مقایسه با سایر موسسات موفق در جهان تقریبا عقبیم و کاری نکرده ایم و نیز مکانیزم های ورود به این حوزه همچنان برای ما مغفول است. به بهانه روز شعر و ادب پارسی، گفتگویی به دکتر احسان قبول رئیس مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی دانشگاه فردوسی مشهد که بزرگ ترین مرکز آموزش زبان فارسی در جهان به شمار می رود، داشته ایم که در ادامه می خوانید.

می خواهم نگاه توسعه ای به زبان و ادبیات فارسی داشته باشیم. به طور طبیعی اولین تصور ما اشتراکات زبانی ما با کشورهای همسایه مثل افغانستان است. باتوجه به تاکیدات فراوانی که درباره اشتراکات دو ملت ایران و افغانستان وجود دارد، وضعیت زبان فارسی در این کشور چگونه است؟

باید گفت در کشور افغانستان در کنار زبان پشتون، زبان فارسی هم به عنوان زبان رسمی محسوب می شود. یعنی در کشور افغانستان دو زبان رسمی وجود دارد؛ زبان پشتون و زبان فارسی. در افغانستان بر اساس اخبار و اطلاعات و گزارش های موجود وضعیت خوبی نداریم، یعنی از یک طرف زبان پشتون بر زبان فارسی غلبه دارد و حتی می شود گفت در مقایسه با زبان فارسی اولویت دارد و به سرعت در این کشور در حال توسعه است و زبان فارسی در کشور افغانستان در اصطلاح «حالش خوب نیست» و نیاز به توجه و مداوا دارد.

توضیح بدهید چرا حال زبان فارسی در افغانستان خوب نیست؛ چه زمینه هایی باعث شده ما در افغانستان علی رغم اشتراکات فراوان نتوانیم حضور خوبی در این حوزه داشته باشیم؟

ببینید مسئله خیلی مهم در این رابطه اینکه در مدارس و در نظام آموزشی افغانستان این امکان وجود داشته باشد که همه افغان ها زبان فارسی را به عنوان یک زبان رسمی بخوانند. زبان فارسی این قابلیت را دارد که در آنجا زبان علم و دانش باشد، یعنی ما در ایران تمام دروس حتی ریاضیات و علوم هم به زبان فارسی است، در دانشگاه ها هم در رشته های مختلف پزشکی و مهندسی و علوم باز هم به زبان فارسی آموخته می شود و بنابراین اولین بحث این است که قابلیت زبان فارسی باید برای مسئولان آموزش و پرورش و مسئولان وزارت علوم کشور افغانستان تبیین شود که این زبان فارسی، زبان علم و دانش است در حالی که این قابلیت برای زبان پشتون در مقام مقایسه وجود ندارد. همچنین با توجه به اینکه منابع علمی آن ها هم می تواند همین منابع علمی دانشگاه ها و مدارس ایران باشد. نکته دوم اینکه باید از تاسیس کرسی های زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های بزرگ و مهم و حتی کوچک تر کشور افغانستان حمایت شود. به این معنا که ما در کشور افغانستان هیچ دانشگاه بزرگی را نداشته باشیم که زبان انگلیسی در آنجا تدریس شود اما رشته زبان و ادبیات فارسی در آنجا نباشد. لذا باید نهادهای متولی در این حوزه حمایت کنند که متاسفانه ما شاهد این هستیم که این نهادها و بنیادها مثل «بنیاد سعدی» دغدغه این مسئله را ندارند.

این وضعیت باعث می شود فرصت ها از بین برود. در منابع غیر رسمی گاها بحث ایجاد دوگانگی بین زبان فارسی و پشتون را می دیدم. یعنی میل زبان فارسی از نقطه اشتراک به نقطه افتراق.

واقعیت این است که من در این رابطه اطلاع دقیقی ندارم، ولیکن متاسفانه یک بحث فرهنگی و تا حدی مسئله ای علمی است که ما می بینیم زبان فارسی و پشتون را تبدیل به نمادی برای تفرقه می کنند. در حالی که زبان پشتون به مانند زبان فارسی و اردو دو خواهر هستند، به دلیل اینکه کاملا به هم مرتبطند؛ اما قطعا آن تاریخ و پیشینه ای که زبان فارسی دارد و آن شاهکارهای ادبی موجود ر زبان فارسی و آن قابلیت ارتباط دانش و علمی که زبان فارسی در خود دارد، در زبان پشتون وجود ندارد و این مسئله از وجه علمی مورد نظر است.

یکی دیگر از کشورهایی که به لحاظ زبانی کاملا مشترک هستیم، تاجیکستان است. وضعیت کیفی حضور ما در آن کشور به چه صورت است؟

زبان در کشور تاجیکستان، زبان فارسی است، اما خط آن ها فارسی نیست. ببینید در تاجیکستان زبان فارسی را به خط سیریلیک یا در اصطلاح روسی می نویسند، لذا آن ها زبانشان فارسی است اما در خواندن و نوشتن روسی است که آن هم با نرم افزارها و ابزارهایی که طراحی شده افراد می توانند ظرف مدت 5٠ ساعت خط فارسی را یاد بگیرند و بتوانند منابع مختلف را بررسی کنند. اما با فعالیت ها و رایزنی هایی که دوستان فرهنگی ما در تاجیکستان داشته اند و برنامه هایی که خود وزارت آموزش و پرورش تاجیکستان داشته، آن ها با خط فارسی هم کم کم آشنایی پیدا می کنند. اما با این حال در کشور تاجیکستان هم بنا بر یکسری ملاحظات سیاسی که نسبت به ایران وجود دارد، متاسفانه ما جولانگاه چندانی برای توسعه زبان فارسی در آنجا نداریم؛ چرا که آن ها مایلند خودشان درباره زبان فارسی به هر نحوی که خودشان می دانند وارد عمل بشوند.

توسعه زبان و ادبیات فارسی در تاجیکستان که اتفاقا زبان رسمی آن کشور هم هست که قاعدتا نباید با موانع سیاسی همراه باشد؟

ببینید، در تاجیکستان بحث بر سر این است که با توجه به سیاست های دولت مرکزی آن کشور، باید بدانیم که از چه راهی می توانیم ورود کنیم.

طبیعتا پیشینه تاریخی و فرهنگی و ادبی ما با کشور تاجیکستان بستر کاملا مناسبی است که ما بتوانیم فعالیت هایمان را توسعه بدهیم. توسعه و قوام روز افزون زبان فارسی در کشور تاجیکستان و آشنایی آن ها با شاهکارهای ادب پارسی بسیار حائز اهمیت است.

چون متاسفانه در کشور تاجیکستان بیشتر با ادبیات کلاسیک و شاعران کلاسیک ما آشنا هستند.

معرفی شاعران و نویسندگان ادبیات معاصر ما خودش می تواند هم به پیشرفت ادبیات تاجیکی کمک کند و هم تعاملات زبانی و ادبی کشور ما با تاجیکستان را ارتقا بدهد.

یکی از نمودهای زبان فارسی در کشور پاکستان است که اتفاقا در آنجا هم اشتراکات خوبی داریم. روند توسعه و نیز ترویج زبان فارسی در آن منطقه چگونه است؟

ببینید مردم پاکستان و مشخصا اردو زبانان پاکستان از گذشته علقه تاریخی و فرهنگی و اعتقادات عمیق فرهنگی به ایران و مردم ایران دارند و این مسئله از گذشته و از هنگامی که از کشور هندوستان جدا شدند، وجود داشته است و بزرگ ترین شخصیت آن ها کسانی بودند که یا با فرهنگ ایرانی آشنایی کاملی داشته اند مثل «جواهر لعل نهرو» یا اینکه اصلا خودشان استاد زبان فارسی بوده اند مثل «اقبال لاهوری».

با این حال به تبع سایر کشورها که زبان رسمی شان فارسی است ما در این کشور هم وضعیت خوبی را نداریم. معاون بنده جناب آقای دکتر کاظمیان ١5 ماه در دانشگاه «پنجاب» از سوی مرکز ما زبان فارسی را تدریس می کردند و الان که ایشان برگشته اند هنوز کسی جای ایشان نرفته و طبق صحبت های ایشان گروه های زبان و ادبیات فارسی محدود هم شده اند.

شما اصلی ترین علت این مشکل را در چه می بینید؟

بخشی از این مسئله برمی گردد به این که فارغ التحصیلان زبان و ادبیات فارسی بازار کار مناسبی در کشور پاکستان ندارند. در حالی که ما باید با این کشورها که ارتباطات اقتصادی و فرهنگی قابل قبولی داریم، برای توسعه کارآفرینی فارغ التحصیلان رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه های پاکستان در حوزه های مختلف ترجمه و روابط عمومی و ارتباطات و... استفاده کنیم.

بنابراین آنجا مقداری بحث فراتر از این حرف هاست و باید تصمیم کلان تری گرفته شود که چطور برای فارغ التحصیلان رشته زبان و ادبیات فارسی در کشور پاکستان و در کشورهای دیگر به کارآفرینی آن ها توجه داشته باشیم که باید با ارتباط با وزارتخانه های مرتبط اعم از وزارت امور خارجه و دیگر مجموعه ها تا حدی این مشکل را کمتر کنیم.

اگر بخواهیم مقایسه ای بین زبان فارسی و یکی دیگر از زبان های رایج منطقه و حتی جهان داشته باشیم، به نظر شما نمونه های موفق چه کاری انجام داده اند که ما نکردیم؟

من برای شما این وضعیت را با زبان ترکی مقایسه می کنم. زبان ترکی و روند توسعه زبان ترکی بسیار سریع تر، عمیق تر و دقیق تر نسبت به زبان فارسی بوده است. خوب دقت کنید به عرض بنده، به دلیل اینکه آن ها نهادی به نام نهاد «یونس امره» با این شاخصه ها دارند؛ اول این نهاد صرفا نهادی علمی و دانشگاهی است و هیچ انگ دیگری با خود نداشته و دوم اینکه بودجه و اعتبارات خوبی برای توسعه کارشان تخصیص داده اند و سوم اینکه این کار به دست افراد صاحب فکر، صاحب تخصص و اندیشمندان این حوزه سپرده شده است. پس مسئولانی که می خواهند در قسمت توسعه زبان فارسی ورود کنند باید افرادی باشند که هم صاحب فکر و ایده باشند و هم قدرت مدیریتی و هم قدرت تخصصی و علمی را داشته باشند که خب ما متاسفانه این را کمتر شاهدیم. نکته محوری دیگر اینکه باید بدانیم در هر فضا و منطقه ای با چه گفتمانی می توانیم وارد بشویم و برای هر قسمت از مناطق چه بعدی از زبان فارسی را می توان در نظر داشت و به فکر توسعه آن بود؟ از زبان و از آن قسمت مناسبش باید استفاده شود. این ها نیازمند برنامه ریزی های دقیق است. نکته دیگر اینکه می بایست این مراکز از نظر مالی هم حمایت بشوند و امر توسعه زبان فارسی در سطح کلان به عنوان مقوله ای بنیادین باشد و نه به عنوان مسئله ای دست دوم و فانتزی. بر عکس باید اولویت اول باشد و مسئولان اجرایی نظام هم با این دید به مسئله نگاه کنند. نهادها و بنیادهای موفق، این عوامل را در کنار همدیگر داشته اند. همین مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه فردوسی یک الگو در کشور است که الان بزرگ ترین مرکز آموزش زبان فارسی در کشور و در جهان است؛ چر اکه حمایت های خوبی از این مرکز در سطح مدیریت دانشگاه و نیز وزارتخانه انجام شد و الان در این مرکز سالیانه بیش از ٧٠٠ نفر از سراسر جهان به آموزش زبان فارسی مشغول هستند و بیست هزار فارسی آموز در خارج کشور زیر نظر و طبق برنامه درسی ما آموزش زبان فارسی می بینند.