المپیک باز هم به فراموشی سپرده نشود!(نکته ورزشی)

المپیک باز هم به فراموشی سپرده نشود!(نکته  ورزشی)

سیب موز: المپیک باز هم به فراموشی سپرده نشود!(نکته ورزشی) سیب موز سرویس ورزشی- به گزارش سیب موز نزدیک به سه هفته از پایان المپیک ریو می گذرد و سه هفته به المپیک آینده (توکیو-2020) نزدیکتر شدیم، رفته رفته آن شوروحال و آن بحث ها و مصاحبه ها و اظهارنظرهای خاص روزهای برگزاری و اولین روزهای پس از پایان بازی های المپیک، کاهش پیدا کرده و می کند و این طور که از شواهد پیداست به نظر می رسد قرار است ورزش ما کمافی السابق به زندگی و کاروبار خود ادامه دهد. این در حالی است که ورزش ما نیازمند تغییر و تحولات اساسی است. هم برای اینکه از وضعیت فعلی که سال هاست در آن قرار گرفته، گام و قدم هایی به جلوتر بردارد و هم از نظر اینکه اصولا ورزش ما با مشکلات و گرفتاری هایی از حیث فرهنگی و اخلاقی دست به گریبان است که از فرط عیان و آشکار بودن، تقریبا اهالی ورزش با بخشی از آن آشنا و به آن آگاه هستند و بخش و بخش های دیگر آن که مهم تر و خطیرتر است از دیده عموم پنهان است و مسئولان امر کم وبیش از آن آگاه هستند.وجود این دو دلیل و به ویژه دومی، کافی است تا آن دسته از مسئولان ورزش که فراتر از ابعاد فنی و قهرمانی در قبال جوانان و سلامتی اخلاقی و فرهنگی محیط ورزش و جامعه احساس مسئولیت می کنند، و فقط عنوان مسئول را یدک نمی کشند تا از مواهب ورزش استفاده شخصی کنند و از امتیازات آن به نفع خود و آینده خود بهره برداری کنند، به مسافرت های غیرضروری با پول مردم و... بروند، دست روی دست نگذارند و برای ایجاد تحولات و مهم تر از آن «اصلاحات» کاری بکنند و حرکتی تازه را سروشکل بخشند. ما بارها به سهم خود مثل خیلی دیگر از کسانی که این ورزش را می شناسند، نوشته ایم و تکرار کرده ایم که ورزش ایران به ویژه رشته های مطرح و جذاب و پولساز آن مثل فوتبال، با مشکلات عدیده و قابل توجه فرهنگی مواجه است و مسئولان امر باید برای حل آن - نه به عنوان کاری دلبخواه و... که به عنوان وظیفه ای ملی، شرعی و حرفه ای - به شکل قاطع و جهادی وارد عمل شوند. متاسفانه در سایه غفلت و بی توجهی مسئولان ذی ربط و دستگاه های فرهنگی، جریانات منفعت جو و ضداخلاق و مروج ضدارزش ها، سال هاست از طرق مختلف، به ویژه رسانه ها، به جان، ذهن و فکر و باور و طرز تلقی و... در یک کلام فرهنگ ورزش و اخلاق جوانان شاغل در این حوزه افتاده و... کار تخریبی خودشان را پیگیرانه و خستگی ناپذیر ادامه می دهند اما از این سو متاسفانه در میان مدیران و دستگاه ها، این پیگیری، دغدغه و انگیزه دیده نمی شود و نوعی «انفعال» بر رفتار و کاروبار آنها حاکم است.در هر حال انتظار می رفت و می رود که با پایان المپیک در کنار آن اظهارنظرها و مصاحبه ها و تحلیل ها، از سوی مسئولان رفتار و گفتاری را که بیانگر شروع مرحله تازه ای از فعالیت و برنامه ریزی برای آینده بهتر و المپیک پربارتر بعدی است بشنویم که تاکنون نشنیده ایم و آنچه طی این دو، سه هفته بعد از المپیک ریو رخ داده، تقریبا تکرار همان چیزی است که بعد از المپیک های قبلی اتفاق افتاده است! بماند که در این میان هستند بعضی مسئولان و مدیرانی که در ورزش صاحب مقام و جایگاه مهمی هستند، برای به دست آوردن این جایگاه و مقام هم کلی این در و آن در زده و رای جمع کرده اند، اما بعد از المپیک، برخلاف قبل از المپیک هیچ ظهور و حضوری در محافل داخلی، به ویژه رسانه های جمعی نداشته و به هیچ عنوان پاسخگو نبوده و  اگر هم گهگاه تصویر ایشان و اعوان و انصارشان مشاهده می شود، کماکان در «ریو» و این بار به بهانه برگزاری پارالمپیک است و بس! غیر از این، باز همان داستان تکراری همیشگی بعد از المپیک ها، دیدارها و تشویق ها از یک سو، قهر و دعواها و... از سوی دیگر، رشته های غیرالمپیکی و مصرف کننده ای هم مثل فوتبال بدون کوچکترین تاثیرپذیری از المپیک کماکان با همان روال در رویه سابق یعنی هیاهو و جنجال و بداخلاقی و بدگویی و... به کار خود ادامه می دهند، گویا اصلا نه خانی آمده و نه خانی رفته، نه المپیکی برگزار شده و نه المپیک دیگری در راه است!با این وصف و اوضاع، حرف زدن از آینده بهتر و ایجاد تحولات ملموس در ورزش، شعاری بیش نیست و باید کماکان به وضع فعلی و شرایط کنونی بسنده نمائیم و شاهد تکرار همین نتایج با اندکی پس و پیش در المپیک بعدی باشیم. این در حالی است که همان طور که بارها گفته ایم ورزش ایران از لحاظ امکانات مادی و سرمایه های انسانی و غیرمادی از آنچنان ظرفیت و قابلیت نهفته ای برخوردار است که در صورت اندکی توجه بیشتر و دلسوزی افزونتر، خیلی خیلی از این که حالا هست، می تواند بهتر شود. نکته عجیب و سؤال برانگیز هم این است که چرا این اتفاق در ورزش رخ نمی دهد و از ظرفیت غنی آن استفاده نمی شود و برای رفع و حل گیر وگرفت های فرهنگی آن اقدام قاطعانه صورت نمی گیرد؟!و بالاخره باز این در حالی است که راه ورزش برای پیشرفت هموار است و بسیاری از موانع که در حوزه های دیگر بر سر راه پیشرفت کارها اخلال می کنند، در اینجا و عرصه ورزش وجود ندارند...