دیپلماسی تک بعدی؛ غیرمتعهدها و امریکای لاتین

دیپلماسی تک بعدی؛ غیرمتعهدها و امریکای لاتین

سیب موز: دیپلماسی تک بعدی؛ غیرمتعهدها و امریکای لاتین سیب موز هفدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد از 23 تا 28 شهریور در جزیره مارگاریتا در کشور ونزوئلا برگزار می شود و طی آن حسن روحانی،  ریاست این جنبش را به رئیس جمهوری ونزوئلا تحویل می دهد و بعد از گذشت چهار سال بار دیگر نام جنبش عدم تعهد در رسانه ها و میان سیاسیون مطرح می شود.

این سازمان بین المللی بر پایه اصول بنیادین حقوق بین الملل نظیر احترام متقابل به تمامیت ارضی و حاکمیت یکدیگر، برابری و منافع متقابل، عدم تجاوز به یکدیگر، همزیستی مسالمت آمیز و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر استوار شده که دولت یازدهم نتوانست براساس این مؤلفه ها از ظرفیت این تشکل بین المللی در طول سه سال اخیر استفاده کرده یا حداقل براساس اصول قانون اساسی و وظایف قانونی وزارت امور خارجه از منافع ملی به صورت جدی دفاع کند. به گزارش سیب موز ساده ترین دلیلی که می تواند چنین گزاره ای را اثبات کند، تفاوت عملکرد جنبش «نم» قبل و بعد از ریاست ایران براین سازمان بین المللی است. اقدامات و موضع گیری جنبش غیرمتعهدها در قبال منافع جمهوری اسلامی ایران از اواخر دهه60 تا قبل از سال 92 قابل توجه و در راستای اهداف کشورمان است، اما بعد از سال92 به دلایلی از جمله فقدان توجه جامع دستگاه سیاست خارجه به کارکرد و ظرفیت های «نم»، این سازمان بین المللی در قبال حوادث مهمی مانند توافق هسته ای(برجام)، جنگ یمن و توسعه تروریسم توسط نظام سلطه در منطقه و از جمله سوریه و عراق نه تنها سکوت اختیار کرد، بلکه حتی موضعی در حد یک جنبش منطقه ای یا اتحادیه بین الدولی نیز اتخاذ نکرد، آن هم در شرایطی که حسن روحانی ریاست آن را برعهده داشته است.

این در شرایطی است که سازمان «جنبش غیرمتعهدها» قبل از سال92، در موارد متعددی از حقوق جمهوری اسلامی ایران در سطح بین المللی آن هم به شکل بیانیه حمایت کرده بود که از جمله مهم ترین آن می توان به تلاش برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق، محکوم کردن حمله امریکا به هواپیمای مسافربری ایران در تیر 1367، حمایت از اجرای قطعنامه 598، حمایت از فلسطین و جنبش های آزادی بخش در غرب آسیا، مخالفت با مذهب ستیزی و نژادپرستی، تلاش برای محکوم نشدن ایران در آژانس بین المللی انرژی اتمی، شرکت در نشست های شورای حکام آژانس که با هدف بررسی فعالیت های هسته ای ایران برگزار می شد، به عنوان حامی حقوق هسته ای ایران و از جمله در بیانیه حمایت از فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران در چهاردهمین اجلاس سران در هاوانا اشاره کرد.

فقدان توجه کافی به توان و ظرفیت های جنبش غیرمتعهدها، تنها معیار ناتوانی دیپلماسی متحول شده دولت یازدهم و عدم شمولیت آن به حوزه های استراتژیک منطقه ای و فرامنطقه ای نبوده آنگونه که عدم تمرکز بر منطقه امریکای لاتین چه در حوزه اقتصادی و چه در سایر حوزه ها در 37 ماه گذشته، «تأمین خواسته» امریکایی ها را به دنبال داشت، به گونه ای که باراک اوباما، رئیس جمهور امریکا در آخرین روزهای 2012 قانونی را امضا می کند که طی آن مقابله با نفوذ ایران در نیمکره غربی به ویژه امریکای لاتین برای اجرا در دستور کار قرار می گیرد.

این قانون که یک استراتژی سیاسی و دیپلماتیک است و با ابتکار وزارت خارجه امریکا طراحی و توسط کنگره به تصویب رسیده بود با مجموعه اقدامات دولت یازدهم به اهداف نهایی خود رسید و گستره فعالیت های ایران در عرصه بین الملل را در درون مرزهای جمهوری اسلامی ایران محدود کرد. «محدودسازی فعالیت های ایران در درون مرزهای جغرافیایی» در شرایطی است که «استانداردسازی رفتار ایران» با هدف کاهش نقش آفرینی در تحولات منطقه ای و فرامنطقه ای براساس تحمیل توافق های بین المللی که در آن تعهدات مالایلزم و مالایطاق حرف نخست را می زند عملاً شکل بیرونی به خود گرفته است و دستگاه دیپلماسی درماه های منتهی به آوردگاه انتخاباتی 96 برای فرار از «تصدیق انتقادات منتقدان با واقعیت های عرصه بین الملل» اقداماتی نظیر سفر به برخی از کشورهای امریکای لاتین را دردستور کار قرار می دهد.

تک بعدی عمل کردن وزارت امور خارجه در صحنه بین الملل در توجه بیش از حد به پرونده هسته ای که عملاً به کانون انتقادات دلسوزان و منتقدان و پاشنه آشیل دولت یازدهم نیز تبدیل شد و عدم التفات به سایر مؤلفه های تأثیرگذار در پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی ایران در عرصه جهانی و به کارگیری صحیح از ابزارهای قدرتمند مانند جنبش «نم» یا گام نهادن در حیاط خلوت امریکا- که دولت و کنگره این کشور به شدت از وجود آن هراس دارند- نهایتاً به فرصت سوزی در تقابل با ایالات متحده انجامیده است، این در شرایطی است که قوانین مصرح کشور وظایف دولت و دستگاه دیپلماسی کشور را فراتر از تلاش 40 ماهه حول یک توافق بین المللی هزینه زا دانسته که نه تنها منجر به اجرای تعهدات ساده طرف غربی نیز نشده، بلکه بسترحقوقی مناسبی برای افزایش محدودیت ها و تحریم های گسترده به کشور را فراهم کرده است.

از جمله قوانینی که محمدجواد ظریف و سایر همکاران وی را به شمولیت در اقدامات این وزارتخانه در تمام سطوح بین المللی موظف می کند بند 3 ماده 2 قانون موسوم به «وظایف وزارت امور خارجه» مصوب 1364/1/20 مجلس شورای اسلامی مبنی بر «توجه و مراقبت دائم و اقدامات لازم و به موقع نسبت به وقایع بین المللی به ویژه وقایع جهان اسلام و تهیه و تنظیم گزارش های لازم و دقیق در این زمینه با پیش بینی و پیشنهادات جهت اطلاع مراجع ذی ربط» است که به این وزارتخانه تکلیف می کند تا به عنوان نمونه «نقض مکرر برجام توسط امریکایی ها»، «حادثه منا»، «17 ماه کشتار مردم بی دفاع یمن»، «ایجاد و گسترش ناامنی در غرب آسیا به واسطه فعالیت امریکا و رژیم صهیونیستی»، «کشتار مردم بحرین و سلب تابعیت شیخ عیسی قاسم» و «حمله به شیعیان نیجریه و مجروح و زندانی کردن شیخ زکزاکی» را از مسیر سازمان بین المللی «غیرمتعهدها» پیگیری کند، کما اینکه از چنین فرصت بهینه ای استفاده نشد و در ساده ترین سطح نیز توجه کافی به آن نشد و خروجی چنین رویکردی به حاشیه راندن اولویت هایی است که قانون اساسی تحت مفهوم «قاعده نفی سبیل» در اصول3، 11، 152، 153و 154 مورد نظر قرار داد که فقدان توجه کافی به اینگونه قواعد فقهی، تهدیدات نظامی روزانه، زیاده خواهی اقتصادی- سیاسی، تحمیل FATF و IPC به کشور و معرفی ایران به عنوان برهم زننده صلح، ثبات و امنیت بین المللی بوده است.

به راستی در مدت ریاست ایران بر سازمان «غیرمتعهدها» که بر مبانی بنیادینی تأکید دارد که دلخواه جمهوری اسلامی ایران است و با اقتضائات جدید خود را تطبیق داده، دولت یازدهم نباید ولو در حد یک بیانیه مطبوعاتی در حمایت از حقوق مسلم جامعه یا جنبش های آزادی بخش ملی و حداقل در حمایت از مردم مظلوم یمن، بحرین، سوریه و عراق اقدامی مؤثر را در دستور کار قرار می داد یا در شرایطی که امریکا در اثر نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه امریکای لاتین احساس خطر کرده به تعامل سازنده با کشورهایی نظیر ونزوئلا، اکوادور و بولیوی پرداخته و بخشی از منافع اقتصادی و سیاسی کشور را از این مسیر دنبال می کرد؟

حال پرسش اساسی این است که آیا دیپلماسی تک زیستی با هدف توسعه تعامل با امریکایی ها و تن دادن به توافقنامه های بین المللی با این کشور با گوشه چشمی به تجربه برجام، می تواند خواسته عمومی و منافع ملی را در 11 ماه پایانی دولت یازدهم تأمین کند؟ اخبار ،اخبار سیاسی، اخبار روز ،آخرین اخبار ،اخبار اجتماعی - روزنامه جوان

دیپلماسی تک بعدی؛ غیرمتعهدها و امریکای لاتین 2 دیپلماسی تک بعدی؛ غیرمتعهدها و امریکای لاتین 3