یک صدهزار تومانی برای تماشای فروتن، نیکی کریمی و...

سیب موز :هفته نامه همشهری جوان - محمدرضا جعفری: محمدرضا فروتن، نیکی کریمی، فریبرز عرب نیا، پانته آ بهرام، علی سرابی و... اسامی ای هستند که حضور هرکدام شان روی صحنه تئاتر، تضمینی کافی برای پرفروش شدن اجراست، چه برسد به اینکه همه این بازیگران در یک کار حضور داشته باشند و صحنه های عاشقانه فیلم های مشهور را بازآفرینی کنند. به نظر می رسید اجرای «صحنه های عاشقانه سینما» روی صحنه تئاتر، ایده ناب و بکری باشد که چشم همه را به خود خیره کند، ولی در عمل چنین اتفاقی نیفتاد.

بنا به گزارش سیب موز : مریم جلالیان در اولین تجربه کارگردانی اش با دو هفته تمرین و دورخوانی این سنگ بزرگ را برداشته. به گفته منتقدان، خانم کارگردان برای بهبود اجرا عملا هیچ کاری نکرده و بازیگران صاحب نام سینما را به حال خودشان رها کرده تا هر طور دل شان می خواهد دیالوگ های فیلم های شناخته شده را تکرار کنند. مانی باغبانی در بخش سینمای جهان روی سکانس ها دراماتورژی کرده و سکانس ها را با فضای صحنه تئاتر آداپته کرده است، ولی نقیبی تنها در انتخاب و چیدمان سکانس ها نقش داشته است.

برای درک بهتر حال و احوال این تئاتر، صحنه ها را به ترتیب مرور می کنیم و ضعف و قوت های کار را مورد بررسی قرار می دهیم تا خودتان قضاوت کنید. صف کشیدن برای بلیت های صدهزار تومانی «عاشقانه های ناآرام» چقدر به دلیل قوت خود اثر است. البته برای اینکه یک طرفه به قاضی نرفته باشیم با خسرو نقیبی هم گپ زدیم.

یک صدهزار تومانی برای تماشای فروتن، نیکی کریمی و...

صحنه نمایش لخت است و جز یک دیوار گلی و میز و صندلی مقابلش چیزی به چشم نمی خورد. نورپردازی صحنه به شکلی است که چهره بازیگران در سایه روشن قرار می گیرد و مخاطبی که از سن فاصله دارد در تشخیص چهره بازیگر به مشکل بر می خورد. یکتا ناصر پشت میز یک کافه تنها نشسته است که عرب نیا وارد صحنه می شود و مانند جوان های 20 ساله، 15 دقیقه ای از در و دیوار صحبت می کند تا به قول امروزی ها مخ ناصر را بزند که در پایان با گفتن این نکته که نویسنده و کارگردان فیلم «پیش از غروب» است، به نتیجه دلخواهش می رسد.

هیچ کدام از دو بازیگر روی صحنه عریض تالار وحدت حرکتی نمی کنند و روی صندلی میخ شده اند. انگار  کارگردان به کلی طراحی میزانسن را فراموش کرده است. یکتا نار علاوه بر صدای جیغ مانندش، از شیوه صحیح اکسان گذاری روی کلمات بی خبر است. موردی که نقیبی با آن موافق نیست. «من در همین چند ماه اخیر چندین کار از بازیگران بزرگ تئاتر دیدم که در حد فاجعه بوده.

وقتی بازیگران بزرگ تئاتر ما از بلندگو و HF استفاده می کنند برای رسیدن صدایشان به تماشاگر و حوصله این بازی های صدایی را ندارند، وقتی که چهره های مطرح تئاتر جلو دوربین می آیند و استرس دارند و قاب را نمی شناسند، ما هیچ وقت در سینما به آنها خرده نمی گیریم. من فکر می کنم این تصمیم از قبل گرفته شده که بازیگرهای سینما را بکوبند و ربطی به خود اجرا ندارد، خیلی از بازیگران چهره تئاتر هم هستند که این سال ها روی صحنه رفته اند و اجرای بهتری از آنها ندیده ام.»

در صحنه دوم پانته آ بهرام مقابل همان دیوار گلی روی نیمکتی نشسته است که سیامک صفری به عنوان همسر سابقش از زندان برگشته و قصد رجوع دارد. بهرام در طول مدتی که همسر نبوده، براساس زندگی شخصی اش کتابی منتشر کرده که حسابی پرفروش شده است. بازی های بازیگران به خاطر سابقه تئاتری شان قابل قبول است، ولی باز هم نبود میزانسن و اکت درست، باعث می شود توازن صحنه حفظ نشود و نیمه سمت راستی سن به طور مداوم سنگین تر از سمت چپ آن باشد. نوع بازی صفری یادآورد شخصیت های معتاد و بی سوادی است که در حاشیه شهر زندگی می کنند و همیشه یک پایشان در زندان است، اما در دیالوگ هایش از فروید و ادبیات کافکا فکت می آورد.

یک صدهزار تومانی برای تماشای فروتن، نیکی کریمی و... 2

در صحنه بعد عرب نیا جلو در سینما ایستاده و ناصر با دو دقیقه تاخیر خودش را می رساند، ولی چون تیتراژ فیلم گذشته است، عرب نیا حاضر به دیدن فیلم نیست. با اینکه یکتا ناصر پیش از این بازی روی صحنه را در نمایش دختر بانکی تجربه کرده است، ولی همچنان آداب اولیه اجرا روی صحنه مثل میمیک اغراق شده و صحبت با صدای بلند را رعایت نمی کند. دکور صحنه همچنان همان دیوار گلی است، ولی مخاطب باید حس کند بازیگران جلو در یک سینما قرار گرفته اند. ناصر همچنین از ادای لحن طنز و انتقال جذابیت دیالوگ ها ناتوان است و مخاطب تنها به طنز نهفته در متن لبخند می زند. عرب نیا هم بدون کوچک ترین تغییری در اجرای نقش نسبت به صحنه اول، بازی مونو تُن و یکنواختش را ادامه می دهد.

عشق است مخاطب عام

کارگردان برای یکپارچه شدن صحنه ها از بدوی ترین شکل تغییر صحنه یعنی تاریک کردن سن و پخش موسیقی بهره برده است. در پایان هر بخش 10 دقیقه ای یاشار خسروی از پشت صحنه روی سن ظاهر می شود و قطعه ای کوتاه و عاشقانه را با ترومپت و یا کلارینت می نوازد و امیر میلاد نیکزاد هم با پیانو همراهی اش می کند؛ حربه ای که در ابتدا جذاب و گیرا به نظر می رسد، ولی این رفت و آمد به قدری تکرار می شود که حتی اجرای جذاب خسروی هم حوصله مخاطب را سر می برد.

این نکته را در چهره و حرف های تماشاچیان هم می شود دید؛ مخاطبانی که از روی ظاهرشان می شود فهمید، خیلی اهل دیدن تئاتر نیستند، پیش از شروع تئاتر با شور و حرارت خاصی از دیدن بازیگران محبوب شان حرف می زنند، ولی در پایان اجرا با چهره هایی مغموم سالن را ترک می کنند و دیالوگ هایی از این دست می گویند: «این همه بازیگر آوردن هیچی به هیچی»، «حیف فروتن نبود؟»، «من اصلا صداشونو نمی شنیدم، چرا به این سینما بیا HF ندادن خب؟» و...

«مخاطب عام در همان سالن کنسرت 100هزار تومانی می بیند، کار ما هم هر روز پر از تماشاچی اجرا می رود. مخاطبان ما نگران نیستند، پول می دهند و سالن را پر می کنند، کسانی که نگرانند بروند نگرانی شان را جای دیگری رفع کنند. تئاتربین حرفه ای که از اول، این کار را تحریم کرده است و ما هم خیلی اصراری بر حضورش نداریم. ما مخاطب مان را عموم مردم در نظر گرفته ایم. اصلا قرار نیست تئاتر در حیطه یک آدم خاص باشد و فقط یک عده خاص تئاتر ببینند.»

محمدرضا فروتن در خانه ای مجلل روی مبل نشسته و با نیکی  کریمی مشغول بحث در مورد قاتل بودن او است، ولی بعد معلوم می شود که دو کاراکتر عاشق و معشوقی هستند که بعد از چهار سال همدیگر را دیده اند و مشغول خواندن دیالوگ هایی هستند که کریمی نوشته است. کارگردان از گردان بودن سن وحدت استفاده می کند و پشت دکور دیوار گلی را به نمایش می گذارد: خانه ای مجلل با دیوارها و وسایل یک دست سفید. در این صحنه هم ناهماهنگی میان بازیگران مشهود است و دیالوگی تمام نشده. بازیگر عجول مقابل، دیالوگش را شروع می کند.

یک صدهزار تومانی برای تماشای فروتن، نیکی کریمی و... 3

با اینکه دو سمت سن میکروفون تعبیه شده است، ولی باز هم صدای نیکی کریمی به سختی به گوش می رسد و دیالوگ ها قابل فهم نیستند. در این صحنه کارگردان برای یک جا ساکن نماندن کاراکترهای یک ست فنجان و قوری شیک را آن طرف صحنه چیده است تا کریمی با این حربه چند قدمی با کفش های پاشنه بلندش روی صحنه راه برود. کریمی انگار در مقابل قاب کلوزآپ قرار گرفته است و فقط با میمیک چهره اش بازی می کند که در تالاری به عظمت وحدت، به هیچ وجه به چشم نمی آید.

پانته آ بهرام یکی از سکانس های پایانی فیلم لیلای داریوش مهرجویی را بازی می کند و به جای لیلا حاتمی مونولوگ های لحظات تنهایی اش را ادا می کند. از معدود صحنه هایی است که کارگردان، آوانس را به رسمیت می شناسد و بهرام را در مقابل تماشاگر قرار می دهد تا هنگام ادای دیالوگ های احساسی اش با مخاطب ارتباط نزدیک تری برقرار کند. بهرام هم که ید طولایی در بازیگری روی صحنه دارد، به خوبی از پس اجرای این نقش بر می آید.

نه ببینید نه بشنوید

یکی از سکانس های به یادماندنی فیلم شوکران، صدای پانته آ بهرام که نقش سیما را ایفا می کند، در سالن می پیچد. سیما تلفن همسرش مهندس خاکپور را برداشته و برای خرید بیرون رفته است. خاکپور در خانه سیما از خواب می پرد و از ترس لورفتن ماجرای زن دومش به هول و ولا می افتد. در این صحنه، کارگردان بدون هیچ منطقی مهرداد صدیقیان را برای ایفای نقش مهندس خاکپور روی صحنه می فرستد، در صورتی که خود عرب نیا چند متر آن طرف تر در پشت صحنه حضور دارد.

صدیقیان که از نظر ظاهری و بیان شباهتی به مرد 40 ساله ندارد، در اولین تجربه تئاتری اش در هیبت نقش اول فیلم شوکران نمی گنجد. نور صحنه هم مستقیم در چشم تماشاچی تابیده می شود و بازیگر در سیلوئت کامل قرار می گیرد، انگار تعمدی است که تماشاچی نه صدای درستی از بازیگر بشوند و نه بتواند تصویرش را تشخیص بدهد. «ما از اول مشخص کرده بودیم که هیچ کدام از بازیگران جای خودشان بازی نکنند تا بازآفرینی آن سکانس ها روی صحنه تئاتر با خوانش تازه باشد.»

یک صدهزار تومانی برای تماشای فروتن، نیکی کریمی و... 4

ماجرا ارتباط تلفنی حامد احمدزاده و پریا فردوسی در فیلم شب یلداست. صدیقیان این بار نقش فروتن را بازی می کند و بهرام در جلد هیلدا هاشم پور فرو می رود. در سانتی مانتالیسم این صحنه بیشتر از صحنه قبل است و صدیقیان سعی دارد با ترفند صدای بغض آلود، گوشه چشم تماشاچی را پر کند. ولی تصنعی بودن بازی حتی برای مخاطب عام نمایش هم قابل لمس است و پچ پچ های اعتراض از سمت تماشاچی ها به گوش می رسد. کار به قدری از دست رفته است که حتی اجرای زنده قطعه به یادماندنی آلبوم «west presents Detroit calling430» هم از خمیازه های مدام تماشاچیان جلوگیری نمی کند. «اجازه بدهید قبول نداشته بام که بازی روی صحنه تئاتر با بازی جلوی دوربین تفاوت دارد.»

اجرای سکانس دعوای حمید هامون و همسرش مهشید پس از روزهای پروانه ای زندگی. انگار بازیگران در مقابل دوربین هستند و حق ندارند از قابل خارج شوند، برای همین اپسیلیونی از جایی که ایستاده اند تکان نمی خوردند. کریمی که کلا فاقد قدرت بیان است و تمام مدت روی صحنه جیغ می زند، جالب این است که بیتا فرهی هم یک بار به تماشای این نمایش نشسته و فرو ریختن نقش مهشید را به طور زنده دیده است. فروتن نسبت به حضورش در صحنه قبل، بازی قابل قبول تری از خود به نمایش می گذارد، ولی باز هم در زیر سایه بازی هنرمندانه خسرو شکیبایی می ماند.

کنعان مانی حقیقی هم پایش به بازی باز می شود. مینا با بازی نسیم ادبی می خواهد بدون شوهرش اپلای کند، ولی علی که دوست مشترک دوران دانشگاهشان است، سعی دارد مانع رفتن مینا شود.

نسیم ادبی باز هم قابل قبول است و حضورش در نقش مینا به جای ترانه علی دوستی توی ذوق نمی زند. «من پیش از اینکه خودم را منتقد یا فیلمنامه نویس بدانم، یک عاشق سینما می دانم. برای همین اگر فیلمی من را با خودش ببرد، این قدر موشکافی نمی کنم و به جزئیات فیلم هایی که کمتر همراهم می کنند، دقت می کنم. اینها سکانس هایی بودند که در ذهن من باقی ماندند. قرار بود سکانس ها تداعی کننده حسی در مخاطب باشند و جرقه ای در ذهنش بزنند؛ مثلا کنعان به عنوان فیلم محبوب این سال های من در کاری که من بنویسم، حضور خواهدداشت.»

ده دقیقه پایانی به بعد هرکسی روی صحنه می آید و مونولوگ و دیالوگی از فیلم های پل چوبی، باغ های کندلوس، شهر زیبا و... می گوید و به سرعت خارج می شود. صدای پیانو هم جور پرکردن فضای خالی میان دو مونولوگ را می کشد. قرار است سکانس های عاشقانه سینما را ببینیم، ولی هرچه منتظر می مانیم، خبری از اجرای فیلم های علی حاتمی نمی شود، کارگردانی که به شاعر سینمای ایران معروف است. «در اجرایی که شما دیدید  نبود. دو سه اجرای اول آقای علی سرابی مشغول بازی در یک فیلم بودند به همین علت از اجراهای سوم به بعد دو سکانس از فیلم دلشدگان را بازی پانته آ بهرام و علی سرابی اضافه کردیم.»

یک صدهزار تومانی برای تماشای فروتن، نیکی کریمی و... 5

خسرو نقیبی از حواشی به وجود آمده علیه عاشقانه های ناآرام می گوید

جواب کوتوله ها را نمی دهم

ماجرای اجرای این تئاتر از کی کلید خورد؟

زمستان سال گذشته با من تماس گرفتند تا در رابطه با کار با خانم جلالیان صحبت کنم. متن بخش سینمای جهان کار، نوشته شده بود. برای بخش سینمای ایران با دوستان رایزنی کرده بودند و به من رسیده بودند. ایده را گفتند که می خواهند بازآفرینی سکانس های عاشقانه سینمای ایران را روی صحنه تئاتر داشته باشند. در آن مقطع زمانی قرار بود کار به عنوان یک شو، همراه با موسیقی و پرده ها و شکل های مختلف در برج میلاد دو شب اجرا شود. صحبت از تئاتر کاملی که الان روی صحنه است، نبود. انتخابی که من کردم و خیلی نخواستم دست ببرم در متن ها، برخلاف  کاری که در سینمای جهان رخ داد، در آن مقطع زمانی اجرا نشد و به من گفتند کار را در تالار وحدت روی صحنه ببریم، من براساس این تغییر، سعی کردم صحنه ها را منسجم تر کنم.

از نتیجه کار راضی هستید؟

به نظرم اجرای استاندارد و قابل قبولی است. شاید به واسطه زمان کمی که گروه برای رسیدن به اجرای نهایی داشتند، همه آن چیزی که قرار بود اتفاق نیفتاده باشد، یک بخشی از ایده آل ها اتفاق نیفتاده باشد، ولی به هرحال حضور ا ین گروه بازیگری که بخشی از آنها بهترین هایی که داشتیم، مجموعا برای من کاری راضی کننده ای بود، برای اولین حضور در تئاتر. فکر می کنم اتفاق خوبی افتاد.

بعد از اسامی استارهای سینمایی قیمت 40 تا 100 هزار تومانی تئاتر است که چشم ها را گرد می کند؛ قیمتی که تا امروز برای اجرای یک تئاتر بی سابقه بوده و بعدی نیست بدعتی برای افزایش قیمت تئاترهای بعد از این باشد.

این شیطنت از طرف چند سایت بود که قیمت بلیت را 100 هزار تومان عنوان کردند. همین موضوع جو بدی را علیه تئاتر به راه انداخت. در صورتی که بلیت تئاتر ما بین 40 تا 100 هزار تومان است و میانگین اش 70 هزار تومان می شود. سال گذشته اقای رحمانیان با همین قیمت کاری را اجرا کردند که فقط از حضور دو چهره بهره می برد.

چرا در این چند شب اجرا آن قدر تغییر بازیگر داشتید؟

خب الان فصل تولیدات سینمایی است. از اول هم قرار بود که اجرا به پارت های مختلفی تقسیم شد و گروه بازیگران در هر پارت تغییر کنند. بعد به این نتیجه رسیدیم که یک خط محوری ای را حفظ کنیم. با خیلی از بازیگرانی که بعدتر اضافه شدند، پیش از شروع اجراها صحبت کرده بودیم و دورخوانی کرده اند.

اولین تجربه نمایشنامه نویسی تان چطور بود؟

من خیلی به مرزبندی بین تئاتر و سینما و این مدیوم ها اعتقاد ندارم. درضمن شما را به گفت و گوی آقای علی سرابی با خبرگزاری مهر ارجاع می دهم که ایشان گفته بودند متن خوب باعث جذب این گروه بازیگران شده بود.

نظرتان در مورد بیانیه کانون کارگردانان تئاتر علیه عاشقانه های ناآرام چیست؟

من اساسا کارهایی که کردم، کارهای پرستاره بوده و خیلی در معرض دید بوده و با این جنجال ها و هوچی گری ها غریبه نیستم و چندین سالی است که به آنها اهمیتی نمی دهم. به نظرم آدم هایی که فکر می کنند با کار نکردن دیگران باید کار بکنند، آدم های کوچک و حقیری هستند و نباید به آنها جواب داد و توجه کرد. من این تقدسی را که برای تئاتر قائل می شوند، ابدا نمی فهمم و فکر می کنم دوره انشاهای احساساتی ای که خانه کارگردان های تئاتر نوشته اند، گذشته است.

آمار چی میگه؟

عاشقانه های ناآرام 100 دقیقه است یعنی به عبارتی دقیقه ای هزار تومان. هر شب اجرای این نمایش 46 میلیون و 400 هزار تومان درآمدزایی کرده که در مجموع 3 روز اجرا 603 میلیون و 200هزار تومان بلیت فروخته است و رکورد فروش 600 میلیونی تئاتر «آمدیم، نبودید، رفتیم» را شکست.  عاشقانه های ناآرام در بهترین شرایط 6760 تماشاچی داشته است درحالی که «آمدیم، نبودید، رفتیم» در 95 شب اجرا 35 هزار تماشاچی را با بلیت 20 هزار تومان به سالن ایرانشهر کشانده است.