همه ما «مرد پرنده ای» درون خود داریم!!

همه ما «مرد پرنده ای» درون خود داریم!!

نظر منتقدان درباره «گلاب»، «بازی تقلب» و «مرد پرنده ای» سه فیلم خبرساز این روزهای جشنواره های دنیا

دو جشنواره ونیز و تلوراید هم زمان با هم در حال برگزاری هستند. تعدادی از فیلم های این دو جشنواره هم مشترکند و همین بهانه ای شد تا به سراغ تعدادی از مهم ترین فیلم های این دو جشنواره برویم و ببینیم کسانی که آنها را دیده اند چه نظری داشته اند. این شما و این سه فیلم از مجموع مهم ترین فیلم های دو جشنواره:

1- بازی تقلب

کارگردان: مورتن تیلدام

نویسنده: گراهام مور

خلاصه داستان: این فیلم ماجرای گروهی از ریاضی دانان، قهرمانان شطرنج و افسر های بسیار باهوشی را روایت می کند که در زمان جنگ جهانی دوم و به سرپرستی آلن ترینگ، عملیات های مخفیانه ای زیر نظر وینستون چرچیل انجام می دهند.

آنچه لازم است بدانید: این فیلم بی شک با حضور چهره هایی چون بندیکت کامبربچ و کرا نایتلی بزرگ ترین فیلمی است که مورتن تیلدام کارگردانی اش را بر عهده داشته. این کارگردان نروژی پبیشتر سه فیلم سینمایی ساخته که از قرار معلوم نظر مثبت منتقدان را هم همراه داشته اند و حتی به خاطر آخرین فیلمش «شکارچیان سر»، نامزد جایزه بفتای بهترین فیلم خارجی زبان شد. «بازی تقلب» حتی پر هزینه ترین فیلم تیلدام هم هست. این فیلم با بودجه پانزده میلیون دلاری کمپانی وینستین ساخته شده. پیش از این «شکارچیان سر» تنها با سی میلیون کرون نروژ ساخته شده بود(هر یک دلار مساوی 4.4 کرون است).نظر منتقدان: می شود گفت که منتقدان فیلم جدید مورتن تیلدام را هم دوست داشته اند. الکس بیلینگتون، از منتقدان جشنواره فیلم تلوراید، نقدش را با توضیحاتی در مورد خود فیلم آغاز می کند اما سریعا سراغ بازیگران آن می رود. او بازی بندیکت کامبربچ را «خیره کننده» می داند وعنوان می کند که در آینده تحسین ها از این بازیگر سرشناس به مراتب بیشتر و بیشتر می شود. منتقدان ونیز هم لب به تحسین این فیلم باز کرده اند. آنها معتقدند کمپانی وینستین با توجه به عملکرد ضعیفش در سال جاری، فقط با این فیلم می تواند شانسی برای خودش در اسکار دست و پا کند. ونیزی ها همین طور می گویند این فیلم می تواند معادلات را به هم بریزد. حداقل فعلا که توجهات را از «گلاب» به سمت خودش جلب کرده است.2- گلابکارگردان: جان استوارتنویسنده: جان استوارت بر اساس کتابی از مازیار بهاریخلاصه داستان: «گلاب» ماجراهای انتخابات سال 1388 ایران است. زمانی که مازیار بهاری خبرنگار ایرانی الاصل و خارج نشین شبکه بی بی سی، به ایران می آید و به اتهام جاسوسی دستگیر می شود.آنچه لازم است بدانید: این نخستین اثر سینمایی «جان استوارت» در مقام کارگردان است. این مجری مشهور تلویزیون آمریکا تابستان گذشته از برنامه اش مرخصی گرفت و برای ساخت این فیلم به خاور میانه آمد. «گلاب» از روی کتاب «سپس آنها به سراغ من آمدند» نوشته مازیار بهاری ساخته شده. طبق ادعای بهاری، در طول مدت حبس و به هنگام ملاقات با مسئول شکنجه، چشمانش بسته بوده. به همین جهت بهاری مسئول شکنجه اش را فقط از روی بوی «گلاب»ی که وی به خود می زده می شناخته. در این فیلم گایل گارسیا برنال نقش اصلی را بر عهده دارد. اما این هنرپیشه مشهور که بهار امسال در کنار لیلا حاتمی از اعضای هیئت داوران جشنواره بین المللی فیلم کن بودند تنها بازیگر مشهور فیلم نیست. شهره آغداشلو که به خاطر بازی در بسیاری از پروژه های ضد اسلامی و ضد ایرانی هالیوود از جمله «سنگسار ثریا میم.»، «خانه ای از شن و مه» و سریال های سیاسی «24»، «خانه صدام» و... به شهرت رسیده هم از جمله بازیگران این فیلم است.نظر منتقدان: تهیه کننده این فیلم اسکات رادین است. تهیه کننده فیلم های بسیار مشهوری مثل «گرند هتل بوداپست»، «قلمرو طلوع ماه»، «آقای فاکس شگفت انگیز» و «دارجیلینگ با مسئولیت محدود» به کارگردانی وز اندرسون، «جایی برای پیرمردها نیست»، «درون لویین دیویس» و «شهامت» به کارگردانی برادران کوئن، «کاپیتان فیلیپس» به کارگردانی پل گرین گراس و «دختری با خالکوبی اژدها» و «شبکه اجتماعی» به کارگردانی دیوید فینچر. چنین حمایتی از طرف هالیوود قطعا می تواند همان اتفاقاتی که برای «آرگو» افتاد را برای این فیلم هم رقم بزند. اما این موضوع باعث نمی شود که نظر منتقدان هم مثبت شود. الکس بیلینگتون در مطلب مربوط به «گلاب»ش می گوید که اشکالات فیلم ریشه در نحوه ساخت آن دارد. برای نمونه او از شخصیت پردازی ها انتقاد کرده و به عنوان مثال می گوید که به وضوح معلوم نمی شود چرا بهاری به مسئول زندان لقب «گلاب» را داده است. او می گوید اساسا داستان فیلم عمق ندارد. بیلینگتون می گوید در جلسه پرسش و پاسخ فیلم «گلاب» بهاری و استوارت ادعا کرده اند که به این دلیل از بازیگران بین المللی در فیلم استفاده شده که «گلاب» را فقط مربوط به ایرانیان نکند. چرا که این فیلم در مورد «جنبش و حرکت» در سراسر دنیا است. اما فیلم این قدر تاثیر گذار ساخته نشده که وقتی از سالن سینما بیرون می آیی بخواهی تفاوتی را رقم بزنی.3- مرد پرنده ایکارگردان: الخاندرو گونزالس ایناریتونویسنده: الخاندرو گوزالس ایناریتوخلاصه داستان: هنرپیشه ای که زمانی برای بازی در نقش ابرقهرمان مشهوری، معروف بوده حالا باید برای احیای کارش تلاش کند.آنچه لازم است بدانید: «مرد پرنده ای» داستان هنرپیشه ای است که به جهت بازی در نقش یکی از ابرقهرمانان مشهور، شناخته می شود. نقشی که او در دهه 90 بازی کرده و در روزهایی که یک ستاره بی بدیل بوده. اما او حالا دیگر شرایط گذشته را ندارد و برای بازگشت به اوج شهرت تصمیم می گیرد یک نمایشنامه را در برادوی روی صحنه ببرد. نمایشی که اقتباسی از کتاب «وقتی از عشق حرف می زنیم از چه حرف می زنیم» نوشته ریموند کارور است. این کتاب که برای اولین بار در 20 آوریل 1981 به چاپ رسیده دومین کتاب مهم ریموند کارور است و مجموعه ای از 15 داستان کوتاه است که نام یکی از آنها به عنوان نام کتاب هم انتخاب شده است. فیلم «مرد پرنده ای» هم پس از «عشق سگی»، «21 گرم»، «بابل» و «بیوتیفول» پنجمین فیلم سینمایی الخاندرو گونزالس ایناریتو است. کارگردانی که به خاطر ساخته سال 2006 اش، «بابل» برنده جایزه بهترین کارگردان جشنواره بین المللی فیلم کن شد. او که تا به حال یک بار هم نامزد اسکار شده، امیدوار است با فیلم جدیدش بتواند بالاخره این مجسمه طلایی را از آن خودش کند.نظر منتقدان: الکس بیلینگتون معتقد است که بعد از دیدن تریلرها و مواد تبلیغاتی «مرد پرنده ای»، این فیلم آن چیزی نبوده که توقعش را داشته. با این وجود هنوز هم فکر می کند که اثر تازه ایناریتو یک فیلم فوق العاده است. او اگرچه از بازی های اما استون، نائومی واتس، مایکل کیتون، ادوارد نورتون و حتی زک گالیفیاناکیس تعریف کرده اما از یاد نبرده که این فیلم موفق فیلمبرداری خوبی هم دارد و بی شک از این حیث مدیون توانایی های امانوئل لوبزکی است. فیلمبرداری که سال گذشته او را با «جاذبه» بیش از پیش شناختیم. بیلینگتون سپس به سراغ شخصیت پردازی رفته و انتخاب مایکل کیتون را برای بالا رفتن کیفیت کار ستوده. چرا که این فیلم اساسا یاد آور زندگی واقعی این بازیگر سرشناس، پس از بازی در نقش «بتمن» است. بازی خوب و شخصیت پردازی ظریف و دقیق چیزی است که باعث می شود مخاطب ارتباط خوبی با کاراکتر های فیلم برقرار کند. چیزی که بیشتر از هرچیز نظر منتقدان را جلب کرده است. الکس بیلینگتون در ادامه می گوید که به نظرش فیلم خوب، فیلمی است که نه تنها سرمان را گرم کند باشد، بلکه به صورت هم اندازه در قالب کاراکترها، در مورد خودمان هم باشد. او می گوید همه ما یک «مرد پرنده ای» درون خود داریم. فقط باید آزادش کنیم.