کنار ایستگاهی که بوی تورا می دهد، می مانم

کنار ایستگاهی که بوی تورا می‌دهد، می‌مانم

حالا که رفته ای.می مانم کنار همین ایستگاه.که بوی تو را می دهد.می مانم و دست تکان می دهم.برای مسافرانی که تو رو گم کرده اند...

حالا که رفته ای

دل دلیل می آورد و

عشق گریه می کند

با این همه

جالی خالی ات پُر نمی شود

نه با خیال و نه با خاطره

*****

حالا که رفته ای

می مانم کنار همین ایستگاه

که بوی تو را می دهد

می مانم و دست تکان می دهم

برای مسافرانی که تو رو گم کرده اند

*****

حالا که رفته ای

نَه ستاره ها را دوست دارم

نه آفتاب را

چگونه بی تو می میرند و

زنده می شوند!؟