معلم و دختر کوچولو

معلم و دختر کوچولو

دختر کوچکی با معلمش درباره نهنگ ها بحث می کرد.

معلم گفت: از نظر فیزیکی غیرممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد، زیرا با وجود این که پستاندار عظیم الجثه ای است، امّا حلق بسیار کوچکی دارد.

دختر کوچک پرسید: پس چه طور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد؟

معلم که عصبانی شده بود تکرار کرد که نهنگ نمی تواند آدم را ببلعد. این از نظر فیزیکی غیرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتی به بهشت رفتم از حضرت یونس می پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چی؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسید.

داستان راستان, داستان, داستانک, داستان های خواندنی, داستان های کوتاه, داستان های خواندنی, داستان های زیبا, داستان های جالب, سرگرمی, سرگرمی و, بازی و سرگرمی, سایت سرگرمی, تفریح و سرگرمی, سایتهای سرگرمی