عزت و پیشرفت در سایه دستورات قرآن

سیب موز علیرضا تقوی زاده/کارشناس حوزه-بخش قرآن سیب موز

عزت و پیشرفت در سایه دستورات قرآن

سیب موز:

عزت و پیشرفت در سایه دستورات قرآن

در قرآن کریم دستورات و برنامه های جامعی در راستای رشد و تکامل فردی و اجتماعی انسان ها آمده است. اسلام در ابتدای امر بر روی رشد و بالندگی تک تک افراد جامعه و سپس بر روی اجتماع مسلمین تاکید کرده است، چرا که در صورت نبود جامعه ای متعالی و یکپارچه ، تکامل فردی مسلمین نیز تحت تاثیر قرار گرفته و دچار اختلال خواهد شد. عزتمداری در روابط داخلی و خارجی عامل دومی که موجب عزت یک جامعه می شود قطع دست متجاوزین و مستکبرینی است که دندان طمع برای اشغال یا دخالت واخلال در امور آن جامعه تیز کرده اند. قتال و جهاد  با دشمنان اسلام و کور کردن چشم طمع دشمنان  امری است که در آیات زیادی بر آن تاکید شده است. یکی از شاخصه های مهم یک جامعه ی رشد یافته  و متکامل ، عزتمداری در روابط داخلی و خارجی است. جامعه ای که عزیز است علاوه بر آنکه پیشرفت دارد، سوق دهنده افرادش به سمت سعادت دنیوی و اخروی  نیز است. از آن طرف جامعه ای که دچار ضعف و زبونی و ذلت است نه تنها پیشرفتی ندارد بلکه افرادش را دچار پسرفت های مادی و معنوی هم می کند. عزت در لغت عزز: عزّت بمعنی توانائی است مقابل ذلّت. در اقرب الموارد آمده است:  «عَزَّهُ  عِزّاً: قَوَّاهُ- عَزَّ الرَّجُلُ  عِزّاً وَ عِزَّةً: صَارَ عَزِیزاً- قَوِیَ بَعْدَ ذِلَّةٍ.» (شخص بعد از ذلت قوی شد) راغب گفته: عزّت حالتی است که از مغلوب بودن انسان مانع می شود.

گویند: «أَرْضٌ  عِزَازٌ» زمین سخت. طبرسی نیز اصل آن را از عِزَازُ الْأَرْضِ می داند.

از کلمات اهل لغت بدست می آید: شی ء کمیاب را از آن جهت عزیز و عزیز الوجود گویند که آن در حالت توانائی قرار گرفته و رسیدن به آن سخت است. عزت در پرتو استقلال و خودکفایی عزت در یک جامعه زمانی به وجود می آید که آن جامعه در عرصه های مختلف از وابستگی های خود کاسته و با اتکا به نیروی لایزال الهی بر روی پای خود بایستد و مسیر پیشرفت  را با صبر و بردباری  طی کند. در چنین جامعه ای بین تمامی افراد در زمینه های مختلف همدلی و صمیمیت برقرار بوده و تکیه افراد بر روی نیروی داخلی است

قرآن کریم به مومنین برای رسیدن به جامعه ای عزیز و سعادتمند چنین دستور می دهد:

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون ) ای کسانی که ایمان آورده اید استقامت کنید و در برابر دشمنان استقامت به خرج دهید و از مرزهای خود، مراقبت به عمل آورید و از خدا بپرهیزید شاید رستگار شوید.

(اصْبِرُوا): اول چیزی که در مسیر پیشرفت و رسیدن به عزت  ضرورت دارد صبر و ایستادگی تک تک افراد در برابر حوادث و مشکلات است؛ چرا که به فرموده ی امیرالمومنین علی علیه السلام: اگر مومن صبر نداشته باشد مثل آن است که ایمانی با بدن بی سر داشته باشد : (ان الصبر من الایمان کالرأس من الجسد)

از دیدگاه قرآن، اولین قدمی که در راه عزت باید برداشته شود تقویت جامعه با اتکا به نیروی داخلی است. اگر جامعه ای وابسته شد دیگر نمی تواند شجاعانه در برابر بی منطقی ها و زورگویی ها و زیاده خواهی های دیگران ایستادگی کند و از حق خود دفاع کند؛ (و صابروا): درادامه به مومنین سفارش میشود تا به اتفاق هم سختی ها  را تحمل کنند؛ تک تک افراد نیروی یکدیگر را به هم وصل کرده و همه ی نیروها در برابر دشمنان یکی شود.

(وَ رابِطُوا): مرابطه از نظر معنا اعم از مصابره است، چون مصابره عبارت بود از وصل کردن نیروی مقاومت افراد جامعه در برابر شدائد و مرابطه عبارت است از همین وصل کردن نیروها، اما نه تنها نیروی مقاومت در برابر شدائد، بلکه همه نیروها و کارها، در جمیع شئون زندگی دینی، چه در حال شدت و چه در حال رخا و خوشی.

مقام معظم رهبری در رابطه با تقویت پایه های کشور برای رسیدن به عزت می فرمایند: تجربه ی 37ساله  ی جمهوری اسلامی نشان می دهد که ما باید خودمان را تقویت کنیم، قوی کنیم؛ از لحاظ فکری قوی کنیم، از لحاظ سیاسی قوی کنیم، از لحاظ اقتصادی قوی کنیم، از لحاظ فرهنگی قوی کنیم، از لحاظ علمی قوی کنیم. وقتی قوی شدیم، طبعاً عزّت پیدا خواهیم کرد؛ امروز عزّت یک ملّت در دنیا به این ها است.

پس از دیدگاه قرآن، اولین قدمی که در راه عزت باید برداشته شود تقویت جامعه با اتکا به نیروی داخلی است. اگر جامعه ای وابسته شد دیگر نمی تواند شجاعانه در برابر بی منطقی ها و زورگویی ها و زیاده خواهی های دیگران ایستادگی کند و از حق خود دفاع کند؛ چرا که بلافاصله با ابزار تحریم او را به زانو در می آورند؛ چنانچه در اخبار مشاهده کردیم که سازمان ملل به علت وابستگی به ثروت عربستان نتوانست از حقوق کودکان به ناحق کشته شده ی یمنی دفاع کند! دومین عامل عزت جامعه اسلامی؛ از دشمن نترسید عامل دومی که موجب عزت یک جامعه می شود قطع دست متجاوزین و مستکبرینی است که دندان طمع برای اشغال یا دخالت واخلال در امور آن جامعه تیز کرده اند.قتال و جهاد  با دشمنان اسلام و کور کردن چشم طمع دشمنان  امری است که در آیات زیادی بر آن تاکید شده است.

قوم بنی اسرائیل قومی بودند که خداوند متعال درباره ی آنها چنین بیان کرده است: (وَ ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْکَنَةُ). خداوند مهر ذلت و فقر را بر پیشانی آنها زد.

از آیات قرآن استفاده می شود که یکی از عواملی که موجب ذلت وحقارت و آوارگی این قوم بوده ترس آنها از قتال و جنگ با اشغالگران بوده است. در سوره ی مائده خداوند متعال داستان ورود یهودیان به سرزمین مقدس و قتال با دشمنانشان را چنین بیان می کند: (یا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ الَّتِی کَتَبَ اللَّهُ لَکُمْ وَ لا تَرْتَدُّوا عَلی  أَدْبارِکُمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرِینَ ) موسی به قوم خود چنین گفت که شما به سرزمین مقدسی که خداوند برایتان مقرر داشته است وارد شوید، و برای ورود به آن از مشکلات نترسید و از فداکاری مضایقه نکنید، اگر به این فرمان پشت کنید زیان خواهید دید.

قرآن کریم به مومنین برای رسیدن به جامعه ای عزیز و سعادتمند چنین دستور می دهد:

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون ) ای کسانی که ایمان آورده اید استقامت کنید و در برابر دشمنان استقامت به خرج دهید و از مرزهای خود، مراقبت به عمل آورید و از خدا بپرهیزید شاید رستگار شوید. (قالُوا یا مُوسی  إِنَّ فِیها قَوْماً جَبَّارِینَ  وَ إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها حَتَّی یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنْ یَخْرُجُوا مِنْها فَإِنَّا داخِلُونَ ) به او گفتند: ای موسی! تو که میدانی در این سرزمین، جمعیتی جبار و زورمند زندگی می  کنند و ما هرگز در آن گام نخواهیم گذاشت تا آنها این سرزمین را تخلیه کرده و بیرون روند، هنگامی که آنها خارج شوند ما فرمان تو را اطاعت خواهیم کرد و گام در این سرزمین مقدس خواهیم گذاشت". ( این در حالی است که به آنها وعده پیروزی و غلبه داده شده بود) ولی باز گفتند: ما تا آنها در این سرزمینند هرگز و ابدا وارد آن نخواهیم شد تو و پروردگارت که به تو وعده پیروزی داده است بروید و بجنگید هنگامی که پیروز شدید به ما خبر کنید ما در اینجا نشسته ایم"! (قالُوا یا مُوسی  إِنَّا لَنْ نَدْخُلَها أَبَداً ما دامُوا فِیها فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ )

کشوری که مردم آن شجاعت نداشته و از قدرت های خارجی هراس داشته باشند و یا با وجود شجاعت هیچ گونه قدرت دفاعی در برابر تهاجمات دشمنان را نداشته باشند همواره آماج حملات دشمنان و مورد طمع استعمارگران خواهند بود. به همین خاطر است که در عصر حاضر قدرت های استکباری به بهانه های مختلف از پیشرفت های نظامی کشورهای مقاومت اسلامی علی الخصوص ایران ناراضی بوده و مانع تراشی کرده اند و با اعمال تحریم های گوناگون خواهان نابودی صنایع موشکی و دفاعی ما هستند. سخن آخر کشوری عزیز است که دشمن از جنگ با آن در هراس باشد و کشوری ذلیل است که هر بار که دشمن اراده کرد به آنجا لشکرکشی کرده و منابعش را به تاراج برد. به امید روزی که دیگر کشوری در برابر مستکبرین زانو نزده وهمه در سایه اسلام به عزت برسند.