پروژه های نفتی که زنگنه به نفع خود مصادره کرد

پروژه های نفتی که زنگنه به نفع خود مصادره کرد

سیب موز: پروژه های نفتی که زنگنه به نفع خود مصادره کرد سیب موز پروژه های نفتی که زنگنه به نفع خود مصادره کرد

زنگنه دو مرتبه رئیس جمهور را به عسلویه برده است تا روبان فازهای 12 و 15 و 16 را پاره کند؛ پروژه هایی که توسط شرکت های ایرانی اجرا شده است ولی وزیر نفت آن را به سود خود مصادره کرد.

به گزارش گروه اقتصادی خبرگزاری دانشجو، روزنامه جوان از آمارسازی زنگنه خبر داده است: برای آنان که که طی یک سال گذشته اظهارات وزیر نفت را دنبال کرده اند، جای بسی شگفتی است که وزیر نفت به جای دفاع از شرکت های ایرانی، آنها را «هزینه سازهایی» معرفی می کند که برای منافع ملی کشور خطر آفرینند. وی سال گذشته میهمان تجار و بخش خصوصی بود و در آن جلسه ادعا کرد شرکت خارجی یک فاز پارس جنوبی را با یک میلیارد دلار تمام و شرکت ایرانی؛ 3/5 میلیارد دلار و با تأخیرهای مکرر اجرا کرده است. باید قبول کرد زنگنه سخنور قابلی است و به حدی «اقناعی» شیارهای مغز مخاطبش را روغن کاری می کند که می تواند بزرگترین منتقدانش را نیز با خود همراه کند؛ شیوه سخنوری وی روی یک اصل بزرگ استوار است. او تبحر ویژه ای در «رقم سازی» و «غلو» دارد به طوری که با اعلام ارقامی غیرکارشناسی، مخاطبان خود را سحر می کند. او با سانسور همه واقعیت ها و «برش های گزینشی» از یک مسئله، سناریویی را برای مخاطب آماده می کند که انتهایش باید برای سخنان وی کف زد.

به گزارش سیب موز به عنوان نمونه او برای همراهی کارشناسان و مدیران به تأسی از روش همیشگی خود معتقد است ایرانی ها در اجرای پروژه های نفتی ضعیف هستند و خارجی ها اما پیشران مدیریت هستند. مثال هم به فاز 2 و 3 پارس جنوبی بر می گردد که شرکت توتال با 13 ماه تأخیر توانسته است یک پروژه را به پایان ببرد و در مقابل آن پروژه ای را علم می کند که شرکت ایرانی با تأخیر تقریباً دو برابر و با 6 میلیارد دلار هزینه، آن را به پایان برده است.

او برای جا انداختن توتال و کارآیی این شرکت فرانسوی هیچگاه به این واقعیت اشاره نمی کند که قرارداد این شرکت بیش از 4 میلیارد دلار تمام شده است و نه یک میلیارد دلار اما بدون توجه به شرایط کشور طی سال های گذشته، عوامل بیرونی را به ضعف داخلی ها تغییر لعاب می دهد. قصد نداریم بدبین باشیم اما زنگنه با اعلام ارقام غیرصادقانه فقط و فقط یک قصد دارد و آن هم جاده صاف کنی برای شرکت های خارجی است. آیا این تأخیرها و تضییع بیت المال به معنای واقعی کلمه برای وزیرنفت اهمیت دارد؟ خط کش اندازه گیری وی تنها ضعف شرکت های داخلی را «سانت» می کند و برای رسیدن به اهداف خود در نفت، حاضر است آنها را به «تعطیل بودن» متهم کند؟ وزیر نفت روی سه شاخص در اجرای پروژه های نفتی تأکید دارد؛ «زمان، هزینه و کیفیت». او این سه را می گوید ولی نمی گوید شرکت شل در توسعه میدان سروش بیش از یک سال تأخیر داشته و کیفیت کار به حدی بد بود که شرکت فلات قاره تا یکسال حاضر به تحویل گرفتن این پروژه نبود و با در میدان نفتی دارخوین، شرکت ایتالیایی انی یک پروژه 600 میلیون دلاری به جای اجرا در پنج سال، با حدود 3/1 میلیارد دلار هزینه در 10 سال به بهره برداری رساند و همه چیز را دو برابر کرد. او نمی گوید کیفیت کار توتال و شرکت های خارجی در میادین سیری و دو رود چه بود و چه بلایی را بر سر کشور و منافع ملی آورد یا معطل گذاشتن هشت ساله کشور در واگذاری میدان نفتی آزادگان به اینپکس ژاپن چه ضرباتی را به کشور وارد کرد.

او که برای افتتاح فازهای پارس جنوبی به عسلویه می رود از توان ایرانی ها می گوید و با فخری تمام عیار این موفقیت را مرهون ایده های خود و مدیریتش می داند ولی وقتی به تهران بر می گردد و هوای پایتخت را استشمام می کند بازهم ضعف های ساختگی و واقعی ردیف می شوند؛ تفکر غالب بر وزارت نفت دولت یازدهم رویه خطرناکی را دنبال می کند که انصاف در آن جایی ندارد و شرکت های ایرانی به مثابه شرکت های «دلار خوار» و تکه اضافی دیده می شوند که «هیچ» هستند و باید در خدمت شرکت های خارجی خم و راست شوند. هرچند معتقدیم شرکت های ایرانی از تکنولوژی های روز دنیا فاصله دارند اما این فاصله به دلیل تحریم ها و سخت افزاری است و نه نرم افزاری که اگر فضای کار به آنها داده شود به راحتی می توانند این خلأ را پر کنند؛ نکته مهم تر در این باره، امکان سنجی درباره ضرورت به کارگیری تکنولوژی های روز است که تعدادی از آنها در ایران کاربردی ندارند، مانند دانش حفاری در آب های عمیق که در ایران کارآیی ندارند و اصلاً نیازی نیست به این سمت حرکت کرد ولی همین موضوع تبدیل به ویترین ضعف می شود! از این دست مصادیق بسیار است اما وزارت نفت با بزرگنمایی این موارد سعی در ساختن ذهنیتی دارد که نقطه اوجش، به کارگیری شرکت های خارجی و پیشکاری شرکت های ایرانی است.

اینکه وزیر نفت همواره شرکت های ایرانی را زیر سؤال می برد «چراغ دادن» شیرینی به خارجی هاست که به آنها اطمینان داده می شود اینجا همه درخدمت شما خواهند بود؛ این شرکت ها «اوستاکارهایی» بیش نیستند که باید با شلاق شرکت هایی نظیر توتال ورزیده شوند و از تنبلی به تحرک دربیایند. شما هر چه می خواهید فاکتور کنید و از میان شرکت های ایرانی معرفی شده در قالب طرح شرکت های E&P  یکی را به عنوان کارگر انتخاب کنید. برای وزارت نفت زشت و غیر قابل قبول است که رسانه ها از توان شرکت های داخلی بگویند و این وزارتخانه با کارهای رسانه ای و فرافکنی، آنها را ضربه زننده به منافع ملی کشور عنوان کرده و همه مصیبت ها را از داخل ردیابی می کنند. وزارت نفت در این دولت رسماً هیچ پروژه ای را آغاز و تمام نکرده است و زنگنه دو مرتبه رئیس جمهور را به عسلویه برده است تا روبان فازهای 12 و 15 و 16 را پاره کند؛ پروژه هایی که توسط شرکت های ایرانی اجرا شده است ولی وزیر نفت آن را به سود خود مصادره کرد و چند روز بعد دوباره...!

البته خوشبختانه یکبار رسماً اعلام کرد دوبرابر شدن هزینه و تأخیرهای مکرر در راه اندازی های پارس جنوبی تشدید تحریم های غربی بود که البته به سرعت سانسور شد ولی شاید این از خوش اقبالی شرکت های ایرانی باشد که بزرگ ترین منتقدانشان برای یکبار هم شده کمی از واقعیت ها گفت. الغرض آنکه دیدگاه فعلی وزارت نفت نگاه خطرناکی است و امید است شخص وزیر نفت با اصلاح این دیدگاه و همراه شدن با خط فکری نظام جمهوری اسلامی ایران و برنامه های آن، بیش از این به تضعیف شرکت های ایرانی نپردازد.