خراسان: کلید گشایش قفل سرمایه گذاری خارجی پسابرجام

خراسان: کلید گشایش قفل سرمایه گذاری خارجی پسابرجام

سیب موز: خراسان: کلید گشایش قفل سرمایه گذاری خارجی پسابرجام سیب موز در پایان ششمین ماه از اجرایی شدن برجام هستیم، و تلاش ها برای استفاده بهینه از نتایج این توافق تاریخی، شتاب فزاینده ای گرفته است. اما، پرسش اینجاست که آیا  این تلاش ها نتیجه ملموسی داشته یا خواهد داشت؟ بسیاری از مردم منتظر پاسخی روشن به این سوال هستند؛ اما، پاسخ به این آسانی نیست. هر کسی با توجه به نوع نگاه و انتظارات می تواند جواب متفاوتی ارائه دهد. هم اکنون می توان هم مدعی بی ثمر بودن تلاش ها بود و هم می توان گفت که موفقیت و نتایج حاصل از برجام بالاتر از انتظار بوده است. در نتیجه، به نظر می رسد نگاهی واقع گرایانه و موشکافانه به موضوع ضرورت داشته باشد. انتظار مردم و جامعه از برجام، گشایش اقتصادی در زندگی است. بسیاری، حتی انتظار آن را داشتند که نتیجه برجام را در همان ماه های اولیه در سفره خویش ببینند. نه تنها این امر محقق نشد، بلکه انتظار تحقق این امر در کوتاه مدت بعید و غیر واقع گرایانه است. نتایج برجام، در گرو عناصر بسیاری است که زنجیروار به یکدیگر متصل هستند. لذا، انتظار به ثمر نشستن این توافق در کوتاه مدت ساده انگاری است.باید یادآور شد که دستیابی به شکوفایی اقتصادی، که بتواند آثار ملموسی بر زندگی مردم داشته باشد ، نیازمند صبر و تلاش است. در برنامه ریزی های اقتصادی زیربنایی، انتظار حصول سریع به نتیجه جایی ندارد . این نوع انتظار فقط در بازار واسطه گری امکان پذیر است، که نهایتا تنها به ایجاد یک طبقه کوچک نوکیسه و رانت خوار می انجامد. اما، باید ها و نبایدهای نیل به یک اقتصاد سالم، با آثار و تبعات مفید اجتماعی چیست؟ به گزارش سیب موز اولین پاشنه آشیل توسعه اقتصادی، در کشمکش های سیاسی و جناحی است. تعابیر سیاه و سفید از وضعیت اقتصاد، به دور از انصاف و اخلاق اسلامی است. نفی تلاش های دست اندرکاران و دامن زدن صرف به انتظارات جامعه عادلانه نیست. برخوردهای غیر اصولی و پوپولیستی، تنها رقبای سیاسی را تخریب نمی کند؛ بلکه بذر نا امیدی را در بدنه جامعه می پراکند و باعث از میان رفتن اعتماد در آن می شود. جامعه بی اعتماد، جامعه ای مستعد بحران است. از این رو، شعله ور کردن انتظارات مردم، آفت اقتصاد این مملکت خواهد بود.دومین معضل، سخنان و اقدامات بعضی از دست اندرکاران سیاسی، اقتصادی و مدیران بنگاه های اقتصادی کشور است که کمتر به واقعیات میدانی توجه دارند. ثمر دادن برجام، با شعار، تبلیغ، برگزاری جلسات، سفرهای هیأت های تجاری و وعده های واسطه ها ممکن نیست. این اقدامات در کوتاه مدت شاید تسکینی برای انتظارات باشند، اما در بلند مدت نتایج ملموسی در اقتصاد نخواهند داشت. اخبار رسانه ها از تفاهم نامه ها، قراردادها و سرمایه گذاری های میلیاردی می تواند موقتا هیجانات جامعه را کنترل کند، ولی آیا به نتایج اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این تبلیغات هم فکر شده است؟ دمیدن در تنور انتظارات انباشته مردم، مخرب ترین ابزار برای ضربه زدن به اقتصاد و اعتماد جامعه است. نوساناتی که گاه از اخبار و شایعات برمی خیزند می توانند آثار بسیار مخربی برای اقتصاد داشته باشند. لذا لازم است مسئولین با دیدی مبتنی بر واقعیات به موضوعات نگاه کنند. شکوفایی اقتصادی با شعار و تبلیغات حاصل نمی شود، بلکه نیازمند آموزش، محدود کردن واردات بی رویه، تشویق و جذب سرمایه گذاری های خارجی ، حمایت از تولیدات داخلی و تعدیل نرخ بهره بانک ها است. بدون تلاش در این زمینه، سخن گفتن از رشد اقتصادی، تعدیل نرخ تورم و جذب سرمایه گذاری خارجی فقط شعار است و بس.مشکل دیگر، عدم احاطه کافی نیروهای داخلی به واقعیات عرصه بین المللی است. عرصه اقتصاد بین المللی، مراودات تجاری، عقد قراردادها و جذب سرمایه خارجی به عرصه شطرنج می ماند؛ گرچه تنها دو رنگ سیاه و سفید دارد، دنیایی از رمز و رموز در آن نهفته است. در این وادی، زمانی که بحث سرمایه گذاری مطرح باشد، طرف های خارجی، با مطالعه و همراهی ده ها مشاور وارد می شوند. حال آنکه، ما با لابی های ضد ایرانی و دلالان داخلی وبین المللی گاه بسیار قدرتمند مواجه هستیم! تجربه جلسات و کنفرانس های متعدد با فعالین اقتصادی و حقوقی ایرانی و خارجی، مبین این واقعیت تلخ است که نوعی سردرگمی در رفتارهای فعالین اقتصادی وجود دارد. بعضی با مشاهده اخبار و تحت تاثیر واسطه ها، موضوعات را آنقدر ساده می بینند که تصور می کنند اکنون باید بنشینند و فقط سرمایه گذاران را انتخاب کنند! در حالی که بعضی دیگر بدون در نظر داشتن فن مذاکره و قرارداد، وارد معاملاتی می شوند که در نهایت، نتیجه اش اختلافات عدیده حقوقی خواهد بود.نتیجه اینکه، عزم دولت در توسعه اقتصادی در چارچوب سیاست های کلی نظام کاملا جدی است، ولی این اراده جدی تنها زمانی به ثمر می نشیند که بستر آن آماده باشد. در همه جای دنیا، نهادهای متولی جذب سرمایه گذاری و تجارت جزو  ارکان اصلی مدیریت اقتصاد هستند. اکنون این سوال در خصوص کشورمان مطرح است که آیا نهادهای متولی  تجارت و سرمایه گذاری خارجی، امکانات و اختیارات کافی  برای حضور در کمپین بزرگ جهانی و جوابگویی به هزاران دغدغه سرمایه گذاران خارجی را دارند؟ سرمایه عنصری است محتاط، لذا جذب سرمایه لوازمی دارد که  بخشی از آن تبلیغات است  ولی بخش عمده آن اقناع جامعه اقتصادی، از بین بردن نگرانی ها، تسهیل مراودات، به حداقل رساندن بوروکراسی و هم افزایی داخلی و خارجی است.در پایان ذکر این مطلب ضروری است که با توجه به وضعیت  اقتصاد جهانی و بازار پول و سرمایه، در حال حاضر میلیاردها یورو سرمایه در جهان دنبال مکانی امن و پروژه های با بهره مطمئن می باشند. مشکل امروز اقتصاد دنیا، مشکل سرمایه نیست،  بلکه مشکل بستر سازی برای جذب و مدیریت سرمایه است که با شعار محقق نمی شود، بلکه وقت آن است که دولت، توجه کافی را به زیرساخت های جذب سرمایه، آموزش نیروها و تقویت بدنه کارشناسی و مدیریتی نهادهای متولی جذب سرمایه مبذول نماید. در غیر این صورت، در رقابت پیچیده جذب سرمایه و توسعه اقتصادی، با مشکلات عدیده ای مواجه خواهد شد.