گفت وگویی با راننده تریلی حامل ضریح امام حسین+عکس

گفت وگویی با راننده تریلی حامل ضریح امام حسین+عکس این روزها که زمزمه ورود ضریح حرم اباعبدالله الحسین(ع) به گوش می رسد، مردم شهرهای آبادان و خرمشهر به عنوان آخرین شهرهای وداع کننده با ضریح، خود را مهیای استقبال از این ضریح مبارک کرده اند به نحوی که شور و حال خاصی فضای این شهرها را فرا گرفته است. مردم این شهرها مشتاقانه و لبریز از شور و عشق هر لحظه منتظر شنیدن خبر ورود ضریح به شهرهایشان هستند.این روزها در هر گوشه و کنار از شهرهای آبادان و خرمشهر زمزمه ورود ضریح به این شهرها به گوش می رسد. مردم آبادان و خرمشهر که همواره عشق به اهل بیت(ع) را در دل وشور حسین را در سر دارند آماده اند تا همراه با کاروان سفینة النجاة، عشق، شور و شعف حسینی و عاشورایی کشور را تداوم دهند.

گفت‌وگویی با راننده تریلی حامل ضریح امام حسین+عکس

شبکه دولتی انگلیس با نقض دروغ پراکنی های ممتد خود اعتراف کرد رویکرد به مذهب در ایران رو به فزونی است و بنابراین اپوزیسیون و جریان های سکولار باید از درگیری علنی با مذهب پرهیز کنند. گروه های ضد انقلاب با هدایت شبکه هایی نظیر بی بی سی، در فتنه و آشوب سال 88 نقاب از چهره برداشته و علناً به هتاکی علیه مقدسات اسلامی پرداختند. اما بی بی سی اکنون در تحلیلی با اشاره به استقبال بی نظیر مردم شهرهای مختلف ایران از ضریح مطهر حضرت امام حسین علیه السلام می نویسد: بهانه نگارش این تحلیل، نه فقط مشارکت بخش های مهمی از جامعه ایران در آیین های عزاداری دهه نخست محرم و عاشورا که همچنین حضور معنادار و تأمل برانگیز درصد قابل توجهی از شهروندان ایران در شهرهای مختلف و در مراسم استقبال از «ضریح امام حسین» در مسیر انتقال آن به کربلاست. گزارش های تصویری و خبری که خبرگزاری های مختلف داخل ایران از این رخداد (استقبال از ضریح در مسیر) منتشر کرده اند، بسیار قابل تأمل و نشان دهنده واقعیت هایی غیرقابل انکار در کشور است. آری عشق به امام حسین در میان ایرانیان زبانزد است . هرجا که نشانی از او بیابند دست از پا نمی شناسند و بر یکدیگر سبقت می گیرند . گفتگوی ما را با جوانی که افتخار راننده بودن تریلی حمل ضریح مقدس را داشته است بخوانید . موها و محاسن جو گندمی اش بلند شده، مشخص است که مدت ها در سفر بوده، سفری که از شهر مقدس قم آغاز شده و ادامه دارد تا خانه دوست، کربلا...... به گزارش خبرگزاری فارس از اهواز، طبق عادت فکر می کردم که باید تنها دو روز در مسیر می بود اما می گوید خیلی بیش از اینها و حدود 20 روز در جاده ها است. هم خسته و هم خوشحال است. با اینکه سختی مسیر رمقی برایش نگذاشته بود، به جای استراحت، دائم دور و بر کامیونش بود. مرتب سرکشی می کند. همه جا را ورانداز می کند تا مبادا ماشینش مشکلی فنی داشته باشد. اوایل امسال در کربلا بودم. چون شنیده بودم که قرار است در قم برای امام حسین (ع) ضریح بسازند، همانجا از امام خواستم که من راننده ضریحش باشم. از او خواستم و به من عطا کرد. همان روزها به خیلی از دوستانم می گفتم که سال آینده من ضریح را می آورم. کسی باورش نمی شد و می خندیدند و می گفتند که این همه ماشین نو، چرا با ماشین فکستنی تو ضریح را بیارن؟ محمدرضا قنبری، راننده ضریح مطهر امام حسین (ع) متولد 1344 در محله خاک فرج قم است. محمدرضا حدود 30 سال است که در جاده های سخت و خطرناک رانندگی می کند. جاده هایی که این روزها دائم شاهد حوادث ناگوار و جبران ناپذیر است. او حدود 18 سال است که در شهرداری قم در بخش موتوری این نهاد مشغول  کار است. در حالی که همگان در انتظار رسیدن ضریح بودند، اما کمتر کسی به راننده زحمت کش کامیون منتقل کننده ضریح توجه می کرد. در انتظار بودم. برای اینکه زودتر بتوانم با او گفت وگویی داشته باشم، صبح زود در ابتدای منطقه «زرگان» منتظر ماندم. بالاخره بعد از مدت ها انتظار، ضریح رسید. مردم با بیرق ها و یزله به استقبال ضریح مطهر امام حسین (ع) رفتند. هر چقدر می خواستم نزدیک شوم، خیل جمعیت به سمت ضریح نمی گذاشت به ماشین نزدیک شوم. در این میان ناگهان زنی شتاب زده با «ثوب» (ردای مشکی) و مردی با «دشداشه» و «چفیه» بر سر در حالی که گوسفندی برای قربانی در دست داشتند با هزار تقلا و زور خود را به جلوی کامیون رساندند. کامیون می ایستد و گوسفند را قربانی می کنند. در این فرصت بود که خود را به بالای ماشین کشاندم. درست در کنار درب راننده. پسر جوانی بود و گفت راننده عصر در مصلا است و حالا در حال استراحت. در نهایت او را در مصلی دیدم و گفت وگویی با او انجام دادم.

گفت‌وگویی با راننده تریلی حامل ضریح امام حسین+عکس 2

چطور شد که شما را به عنوان راننده انتخاب کردند؟ کار خدا بود. حکمت بود. یک روز آمدند شهرداری و گفتند یک راننده و کامیون می خواهیم که مرا انتخاب کردند.  عکس العمل شما؟ از خوشحالی نمی دانستم چه کنم. باورش سخت بود که چنین اقبالی دارم. اما تعجب نکردم. از میان این همه ماشین های ترو تمیز. شرکت های زیادی درخواست داده بودند که خودروهای تمیز همراه با خرج مایحتاج راننده را هم بدهند، اما درخواستشان پذیرفته نشد و در نهایت مرا انتخاب کردند.  چرا تعجب نکردید؟ اوایل امسال در کربلا بودم. چون شنیده بودم که قرار است در قم برای امام حسین (ع) ضریح بسازند، همانجا از امام خواستم که من راننده ضریحش باشم. از او خواستم و به من عطا کرد. همان روزها به خیلی از دوستانم می گفتم که سال آینده من ضریح را می آورم. کسی باورش نمی شد و می خندیدند و می گفتند که این همه ماشین نو، چرا با ماشین فکستنی تو ضریح را بیارن؟  شهرهای زیادی را گذراندید؟ بله. شهرهای زیادی مثل قم؛ ساوه، تهران، اراک و... را گذراندم و شهر به شهر استقبال بیشتر بود. در هر شهر هم یک شب می ماندیم. بهانه نگارش این تحلیل، نه فقط مشارکت بخش های مهمی از جامعه ایران در آیین های عزاداری دهه نخست محرم و عاشورا که همچنین حضور معنادار و تأمل برانگیز درصد قابل توجهی از شهروندان ایران در شهرهای مختلف و در مراسم استقبال از «ضریح امام حسین» در مسیر انتقال آن به کربلاست مشکلی در مسیر پیش نیامد؟ برخی می گویند تعدادی زیر چرخ های ماشین رفتند؟ نه خدا را شکر هیچ مشکلی پیش نیامد و تنها یکی از ماموران همراهمان بود که نزدیک اندیمشک پایش زیر تایر رفت. حالا هم حالش خوب است و گویا عمل کرده. مشکل دیگری که پیش آمد این بود که حدود 60 کیلومتر از خرم آباد بیرون آمده بودیم که دینام ماشین از کار افتاد. همانجا کسی پیدا شد و گفت من مکانیک هستم. با سرعت و حدود نیم ساعت بعد برایمان یک دینام و باطری ساز آورد. همانجا سریع وسایل را نصب کردیم و حرکت را ادامه دادیم. رانندگان بین شهرها وقتی از کنار ضریح می گذشتند چه عکس العملی داشتند؟ آنقدر خوشحال و ذوق زده می شدند که حد و نهایت ندارد. فریاد می زدند خوشا به سعادت راننده چکار کردی که این مسیر قسمتت شد؟ زمان برگشت، ماشین بدون بار است. چه حالی پیدا می کنی؟ راننده که به زیارت کردن مردم خیره شده بود، گفت: فکر کنم جز ماتم هیچ حس و حالی نداشته باشم. حالا ذوق و شوق بردن و رساندن خانه به صاحبخانه را دارم. اما وقت برگشت از تنهایی چکار کنم؟ اذیت می شوم.

گفت‌وگویی با راننده تریلی حامل ضریح امام حسین+عکس 3

در میان گفت وگویم با راننده بود که زنی فریاد می زند آقای راننده، آقای راننده. حاج محمدرضا سرش را از پنجره بیرون کشید. زن گفت: آقای راننده خدا به همرات. تو رو خدا برای بچم دعا کن، مریض دارم. راننده با نگاهی معصومانه گفت: چشم، به روی چشم. از راننده پرسیدم فراموش نمی کنید برای این خانم دعا کنید؟ نه اصلا. اتفاقا در مسیر کلی سفارش دادند که دعا کنم. شاید خانم ها بیش از 50 نامه به من دادند که به مرقد امام حسین (ع) ببرم. یکی مریض دارد و یکی حاجت. هر کسی به نوبه خودش متوسل می شود. بعضی ها می خواستند پول بدهند، اما پول ازشون نمی گرفتم. عکس العمل خانواده شما چه بود؟ آیا راحت گذاشتند به این سفر بروید؟ من سه پسر و دو عروس دارم. وقتی این خبر را شنیدند همه دوست داشتند همراهم بیایند. در کاروانمان خانم همراهمان نیست. از من قول گرفتند که حتما سال آینده به زیارت کربلا ببرمشان تا از سفرم راضی باشند. من هم به آنها قول یک زیارت در سال آینده را دادم. خانواده من واقعا برایم زحمت زیادی کشیدند و اهل کرم هستند. ضریح از شهرهای زیادی گذشت. چه تفاوتی در استقبال مردم دیدید؟ استقبال مردم خوزستان متفاوت بود. آنها مشخص است که عاشق ترند و دوست دارند که ضریح بیشتر پیششان بماند. مثلا در خوزستان مردم با شیوه خاص و بیرق های متفاوت به جلوی ماشین می آمدند و شروع به سینه زنی به سبک محلی خودشان می کردند. اما در شهرهای دیگر اینچنین نبود و همه در کنار ضریح سینه زنی می کردند. این اولین سفرتان به اهواز بود؟ خیر. اولین بار در سال 60 بود که برای حضور در جبهه به اهواز آمدم. آن موقع شهر خلوت بود و شکل و شمایش تفاوت داشت. سفر به عراق شاید همراه با خطر باشد.... من برای جانم هیچ ارزشی قائل نیستم. انشالله ضریح را صحیح و سالم تحویل امام بدهیم. بعضی از دوستان همراهمان غسل شهادت کرده اند و برای هر خطری آماده هستیم. حرف آخر؟ از همه مردم می خواهم که برایمان دعا کنند، خجالت زده صاحب ضریح نشویم. بخش اجتماعی تبیان قاسم منصور آل کثیر- خبرفارسی/مشرق نیوز/ مهر نیوز اخبار اجتماعی، صفحه اجتماعی - tebyan.net