نتایج مسابقات مسترالمپیای 2010: بار دیگر کاتلر، بار دیگر حجم

سیب موز:

در شبی که بدنسازان نامداری نظیر کای گرین و ویکتور مارتینز کمتر از حد انتظار ظاهر شدند و فیل هیث پدیده بزرگ این رقابت ها نام گرفت، بار دیگر این جی کاتلر بود که در یک رقابت بسیار نزدیک بار دیگر به مقام قهرمانی مستر المپیا رسید. کاتلر که در یک دهه اخیر همواره جزو مدعیان اصلی بوده، برای چهارمین بار در پنج سال …

نتایج مسابقات مسترالمپیای 2010: بار دیگر کاتلر، بار دیگر حجم

سیب موز: نتایج مسابقات مسترالمپیای 2010: بار دیگر کاتلر، بار دیگر حجم

در شبی که بدنسازان نامداری نظیر کای گرین و ویکتور مارتینز کمتر از حد انتظار ظاهر شدند و فیل هیث پدیده بزرگ این رقابت ها نام گرفت، بار دیگر این جی کاتلر بود که در یک رقابت بسیار نزدیک بار دیگر به مقام قهرمانی مستر المپیا رسید. کاتلر که در یک دهه اخیر همواره جزو مدعیان اصلی بوده، برای چهارمین بار در پنج سال اخیر به این عنوان دست یافت تا بالاتر از بدنسازان بزرگی مانند سرجیو الیوا، به عنوان یکی از برترین ستاره های تاریخ این رشته لقب بگیرد. حالا جی کاتلر پس از رونی کولمن، لی هنی، آرنولد و دوریان یتس، پنجمین بدنساز پرافتخار تاریخ است.

حذف شده ها

به گزارش سیب موز: از جمع 22 بدنسازی که در رقابت های این دوره شرکت کرده بودند، بیل ویلمور، پاکو باتیستا، کرای ریچاردسون، اریک فرانک هاوسر و روبرت پیوترکویچ 5 بدنسازی بودند که کمترین امتیاز را گرفتند و همگی به طور مشترک در رتبه هجدهم قرار گرفتند. در این میان، ریچاردسون بدون شک بدترین بدنساز این دوره بود. او که پیش از این سه بار مسابقات المپیا را تجربه کرده بود، در فیگورهای پشت بیشتر به یک بدنساز آماتور شباهت داشت. ریچاردسون در سال 2008 به مقام سیزدهم رسیده بود. فرانک هاوسر هم با وجود اینکه در عضلات پا وساق، عضلاتی توسعه یافته را به نمایش گذاشت اما در مقایسه با مردان المپیایی حرفی برای گفتن نداشت. او در ناحیه سرشانه، سینه و شکم ضعف های آشکاری دارد و اگر بالاتنه او مثل عضلات چهار سر رانش چشمگیر بود، می توانست حتی مدعی مقام های بالاتری باشد.

بیل ویلمور هم که بدنسازی پرسابقه و مسن است، نسبت به مسابقات گذشته افت آشکاری داشت و مشخص بود که نمی تواند عنوانی کسب کند. این برای چهارمین بار بود که ویلمور در مسترالمپیا شرکت می کرد و جالب اینکه در هیچ کدام از آن ها نتوانسته به جمع 15 نفر برسد. پاکو باتیستا هم که شهرتش را بیشتر مدیون رشته های رینگی است، با پوست ضخیم و آبدار روی صحنه آمد و خیلی زود به جمع حذف شده ها پیوست.

اما روبرت پیوترکویچ قهرمان آماتورهای جهان در سال 2007 که برای اولین بار مستر المپیا را تجربه می کرد، در حالی هم ردیف باتیستا قرار گرفت که می توانست با قضاوتی منصفانه تر، سه چهار پله صعود کند. او که یک بار در جریان مسابقات آماتوری به علی تبریزی باخته، در نمای روبرو خشک و حجیم به نظر می رسد اما شانه های جمع و ضعف او در عضلات پشت، باعث شد که این بدنساز اروپایی چندان مورد توجه قرار نگیرد. البته قانون نانوشته ای در المپیا حاکم است که به موجب آن، کسی به بدنسازان تازه وارد توجهی نمی کند وگرنه او می توانست با همین کیفیت هم رتبه ای بالاتر داشته باشد. پیوترکویچ امسال در آرنولد کلاسیک دهم شده بود.

ناکامان ردیف دو

ایوگنی میشین بدنساز اهل روسیه که یکی دیگر از ضعیف ترین بدنسازان این دوره بود. میشین که به لطف مقام سومی در مسابقه «سوپر نمایش اروپا» به المپیا راه یافته بود، با رای داوران در رده هفدهم قرار گرفت. دیگر تازه وارد مستر المپیای 2010، «اد نون» بود. بدنسازی که صاحب یکی از بهترین ایکس های این دوره بود و از این لحاظ به تونی فریمن شباهت زیادی دارد اما ضعف در عضلات سینه و کات نبودن او باعث شد «نون» در رده شانزدهم قرار گیرد. این بدنساز سیاهپوست در سال 2008 قهرمان آماتورهای آمریکا شده بود و در این یک سال اخیر عملکرد خوبی داشته است.

تروی آلوز هم که اغلب در المپیا حضور می یابد اما هیچوقت افتخار قابل توجهی نداشته، این بار در ردیف پانزدهم ایستاد. آلوز در نمای روبرو، متناسب و زیبا است اما ضعف همیشگی او، کمبود وحشتناک سایز است که با بالا رفتن سن او، بدتر هم شده است. آلوز در عضلات پشت پا و ساق همیشه ضعیف بوده  و طبیعی است که در المپیا نمی تواند مثل تورنمنت های درجه سه به فینال راه یابد.

غروب پدیده

پیش از آغاز مسابقات مسترالمپیا خیلی ها روی «رولی وینکلار» حساب باز می کردند. بدنسازی که تا دو سال پیش یک ورزشکار گمنام بود اما در مدتی کوتاه جهشی خیره کننده داشت. وینکلار که چند ماه پیش در نیویورک به مقام قهرمانی رسیده بود در حقیقت مغلوب استراتژی غلط در دوران آماده سازی خود شده بود. دنیس جیمز، مارکوس هالی و جانی جکسون دیگر نفراتی بودند که در نهایت از حضور در جمع 10 نفر برتر جا ماندند. در میان جانی جکسون که امسال بهتر از همیشه بود، با نگاه مساعد داوران می توانست رتبه بالاتری داشته باشد. مارکوس هالی هم اگرچه در فیگور جفت بازو از جلو بسیار خوب جلوه می کرد اما پاهای آبدار و ضعف در فیگور جفت بازو از پشت، او را از رسیدن به مقام بهتر دور کرد.

شگفتی حذف گرین

یکی از بزرگترین شگفتی های این دوره راه نیافتن کای گرین به فینال بود. گرین که مدعی جدی قهرمانی این دوره تلقی می شد، امسال می خواست حجیم تر و سنگین تر از همیشه روی صحنه بیاید تا در رقابت با جی کاتلر چیزی کم نداشته باشد اما او دچار همان بلایی شد که سال پیش دنیس ولف در آن گرفتار شده بود. گرین در مستر المپیای 2010 هیچ نشانی از قهرمان آرنولد کلاسیک نداشت و در شرایطی روی صحنه آمد که انگار فراموش کرده بود مرحله «آبگیری» را پشت سر بگذارند. همین اتفاق باعث شد کات ها و فیبرهای عرضی او به طور کامل ناپدید شود و در نهایت در رده هفتم قرار گرفت.

ویکتور مارتینز هم با وجود اینکه یکی از خوش استیل ترین بدنسازان این روزهای جهان است اما خوش شانس بود که داوران او را در مقامی پایین تر از هشتمی قرار ندادند. مارتینز بدون برجستگی، کات و تفکیک یکی از بدترین نمایش های تمام عمر خود را پشت سر گذاشت و البته یک رده بالاتر از تونی فریمن ایستاد. مارتینز پس از آن آسیب دیدگی وحشتناک در سال 2008 هنوز نتوانسته به فرم مطلوب بازگردد و دیگر بعید است که بتواند مدعی المپیا باشد.

هیده تادا یاماگیشی ژاپنی هم که چند روز قبل از المپیا آسیب دیده بود، در شرایطی روی صحنه آمد که از آمادگی همیشگی به دور بود و به نظر می رسید با ارفاق در رده دهم ایستاد.

فینال دیدنی

اولین شگفتی این دوره المپیا راهیابی رانی راکل به فینال بود. او در نمای روبرو یکی از بهترین های حال حاضر جهان است و تناسب جالب توجه و کات های عمیق در عضلات پا، موجب شد راکل تا فینال پیش برود. اما او با وجود اینکه عضلات پشت خود را اندکی توسعه داده اما هنوز هم در این بخش با مشکلات جدی مواجه است. راکل در آرنولد کلاسیک هم در همین رتبه قرار گرفته بود.

دنیس ولف هم با کسب مقام پنجمی بهترین بازگشت سال را داشت. او که سال پیش اوت شده بود، این بار خشک تر روی صحنه آمد اما ولف چندان میانه ای با زیبایی و تناسب ندارد. این بدنساز روسی الاصل چند ماه پیش در نیویورک ناامید کننده ظاهر شده بود و کمتر کسی فکر می کرد که در این دوره کای گرین حذف شود و ولف به فینال برسد.

دکستر جکسون دیگر فینالیست این دوره و قهرمان سال 2008 جهان بعد از کسب مقام چهارم در آرنولدکلاسیک این بار هم همان رتبه را تکرار کرد. جکسون که در ماه های اخیر با یک مربی بزرگ به نام چارلز گلاس کار می کرد، در مقام مقایسه نسبت به سال پیش بهتر به نظر می رسید. او هنوز هم سلطان کات است و در نمای کناری، بهترین بدنساز دنیاست اما این بار هم داوران برانچ وارن با آن حجم شگفت انگیزش را به جکسون ترجیح دادند.

در آخرین مرحله رقابت نیز در حالی که فیل هیث بسیار به جی کاتلر نزدیک شده بود، بار دیگر رای داوران به سود کاتلر رقم خورد. هیث در حالی که به طور محسوسی به حجم خود اضافه کرده بود اما همچنان دارای کات های عمیق بود و در مقابل جی کاتلر نسبت به سال گذشته اندکی افت کرده بود اما با همه این ماجراها، باز هم جی کاتلر در برخی فیگورها برتر نشان می داد و بدین ترتیب پرونده چهل و پنجمین دوره مسترالمپیا با قهرمانی کاتلر بسته شد