انبیاء به جزئیات زندگی مردم آگاهند

انبیاء به جزئیات زندگی مردم آگاهند

انبیاء به جزئیات زندگى مردم آگاهند

رهبر هر زمانی باید به حوادث و قوانین گذشته نیز آگاه باشد. یکی دیگر از اصول و شرایط رهبری الهی، داشتن آگاهی‏ های لازم است. آگاهی بر اساس علم و حکمت و کتب آسمانی. وَیُعَلِّمُهُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِیلَ (آل عمران ـ 48) و به او کتاب و حکمت و تورات و انجیل می‏ آموزد. وَرَسُولاً إِلَی بَنِی إِسْرَائِیلَ أَنِّی قَدْ جِئْتُکُم بِآیَةٍ مِّن رَّبِّکُمْ أَنِّی أَخْلُقُ لَکُم مِّنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ فَأَنفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِیءُ الأکْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْیِـی الْمَوْتَی بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُکُم بِمَا تَأْکُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَةً لَّکُمْ إِن کُنتُم مُّوْمِنِینَ (آل عمران ـ 49) و [او را به عنوان‏] پیامبری به سوی بنی اسرائیل [می‏ فرستد، که او به آنان می‏ گوید:] «در حقیقت، من از جانب پروردگارتان برایتان معجزه‏ای آورده‏ام: من از گِل برای شما [چیزی‏] به شکل پرنده می ‏سازم، آن گاه در آن می‏ دمم، پس به اذن خدا پرنده‏ای می ‏شود و به اذن خدا نابینای مادرزاد و پیس را بهبود می‏ بخشم و مردگان را زنده می‏ گردانم و شما را از آنچه می ‏خورید و در خانه‏ هایتان ذخیره می‏ کنید، خبر می‏ دهم مسلماً در این [معجزات‏]، برای شما- اگر مومن باشید- عبرت است.»   نکات آیات: 1- آیا معجزات مسیح عجیب است؟ بعضی از مفسران (مانند نویسنده المنار) اصرار دارند که کارهای اعجاز آمیز فوق را که قرآن صریحاً برای مسیح ذکر کرده، به نوعی توجیه کنند، مثلاً بگویند عیسی تنها ادعا کرد که من می‏ توانم به فرمان خدا چنین کاری را انجام دهم ولی عملاً هرگز انجام نداد در حالی که اگر فرضاً این احتمال در این آیه قابل گفتگو باشد، در آیه 110 از سوره مائده: وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ ... هیچ گونه قابل قبول نیست زیرا در این آیه صریحاً می ‏گوید یکی از نعمت های خداوند بر تو (عیسی) این بود که پرنده‏ای از گل می‏ ساختی و در آن می ‏دمیدی و به فرمان خدا زنده می ‏شد. به علاوه اصرار و پافشاری در اینگونه توجیهات هیچ موجب و دلیلی ندارد زیرا اگر منظور انکار اعمال خارق العاده پیامبران باشد قرآن در موارد بسیاری به این موضوع تصریح کرده و به فرض که یکی یا چند مورد را توجیه کنیم بقیه چه خواهد شد؟ از این گذشته هنگامی که ما خدا را حاکم بر قوانین طبیعت می‏دانیم نه محکوم آن، چه مانعی دارد که قوانین عادی طبیعت به فرمان او در موارد استثنایی تغییر شکل داده و از طرق غیر عادی حوادثی به وجود آید و اگر تصور می‏ کنند این موضوع با توحید افعالی خداوند و خالقیت او و نفی شریک سازگار نیست، قرآن پاسخ آن را گفته زیرا در همه جا وقوع این حوادث را مشروط به "فرمان خدا" می ‏کند، یعنی هیچکس به اتّکاء نیروی خود نمی‏ تواند دست به چنین کارهایی بزند مگر اینکه به فرمان خداوند و استمداد از قدرت بی پایان او باشد و این عین توحید است نه شرک. امام رضا علیه السلام فرمود: عیسی علیه السلام در زمانی ظهور کرد که بیماری‏ ها شیوع داشته و مردم به طبیب نیاز داشتند. لذا معجزات آن حضرت در جهت شفای بیماران بود 2- ولایت تکوینی: از مفاد آیه فوق و آیات مشابه آن استفاده می‏شود که فرستادگان و اولیای خدا به فرمان و اذن او می‏ توانند به هنگام لزوم در جهان تکوین و آفرینش تصرف کنند و بر خلاف عادت و جریان طبیعی، حوادثی به وجود آورند، زیرا جمله ‏های "أُبْرِیءُ" (بهبودی می‏ بخشم) و" أُحْیِ الْمَوْتی‏" (مردگان را زنده می‏ کنم) و مانند آن که به صورت فعل متکلم ذکر شده، دلیل بر صدور اینگونه کارها از خود پیامبران است و تفسیر این عبارات به دعا کردن پیامبران و اینکه کار آنها تنها دعا برای تحقق این امور بوده نه غیر آن تفسیر بی دلیلی است، بلکه ظاهر این عبارات این است که آنان در جهان تکوین تصرف می‏کردند و این حوادث را به وجود می ‏آوردند. منتهی برای اینکه کسی تصور نکند که پیامبران و اولیای خدا استقلالی از خود دارند و در مقابل دستگاه آفرینش دستگاهی بر پا ساخته و نیز برای اینکه احتمال هرگونه شرک و دو گانه پرستی در خلقت و آفرینش بر طرف گردد، در چندین مورد از این آیات روی کلمه "بِإِذْنِ اللَّهِ" و مانند آن تکیه شده است (در آیه مورد بحث دو بار و در آیه 110 سوره مائده چهار بار کلمه باذنی تکرار گردیده) و منظور از ولایت تکوینی نیز چیزی جز این نیست که پیامبران یا امامان به هنگام لزوم و ضرورت تصرفاتی در جهان خلقت به اذن پروردگار انجام دهند و این چیزی بالاتر از ولایت تشریعی یعنی سرپرستی مردم از نظر حکومت و نشر قوانین و دعوت و هدایت به راه راست است. از آنچه گفته شد پاسخ کسانی که ولایت تکوینی مردان خدا را منکر می‏ شوند و آن را یک نوع شرک می‏دانند به خوبی روشن می‏گردد زیرا هیچ کس برای پیامبران و یا امامان دستگاه مستقلی در مقابل خداوند قائل نیست، آنها همه این کارها را به فرمان و اجازه او انجام می ‏دهند ولی منکران ولایت تکوینی می‏ گویند کار پیامبران منحصراً تبلیغ احکام و دعوت به سوی خداوند است و احیاناً برای انجام گرفتن پاره‏ای از امور تکوینی از دعا استفاده می‏کنند و بیش از این کاری از آنها ساخته نیست، در حالی که آیه فوق و آیات مشابه آن غیر از این را می ‏گوید. ضمناً از آیه بالا استفاده می ‏شود که لااقل بسیاری از معجزات پیغمبران اعمالی است که به وسیله خود آنها انجام می‏ شود گرچه به فرمان خدا و استمداد از نیروی الهی است. در واقع می ‏توان گفت معجزه هم کار پیامبران است (زیرا به وسیله آنها انجام می ‏شود) و هم کار خدا است زیرا با استمداد از نیروی پروردگار و اذن او انجام می ‏گردد. 3ـ رسالت عیسی علیه السلام که همراه با لطف یا قهر الهی بوده، مخصوص بنی اسرائیل است «رَسُولًا إِلی‏ بَنِی إِسْرائِیلَ» ولی نبوّت او که مقام تبلیغ و ارشاد بوده، برای تمام مردم است. همانند حضرت موسی که به او خطاب می‏شود: «اذْهَبْ إِلی‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغی‏» (طه، 24) ولی هنگامی که ساحران شهر، معجزه حضرت موسی را می ‏بینند به او ایمان می‏آورند. بنابراین حضرت موسی یک مأموریت ویژه نسبت به شخص فرعون داشت و مأموریت دیگر برای ارشاد عمومی همه‏ی مردم. (تفسیر المیزان ذیل آیه) هر پیامبری باید معجزه‏ای داشته و معجزه ‏اش نیز باید متناسب با شرایط و افکار مردم آن عصر باشد. امام رضا علیه السلام فرمود: عیسی علیه السلام در زمانی ظهور کرد که بیماری‏ ها شیوع داشته و مردم به طبیب نیاز داشتند. (عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 80) لذا معجزات آن حضرت در جهت شفای بیماران بود.   بحث لغوی: 1ـ در تفاسیر شیعه و سنّی می ‏خوانیم که مراد از تعلیم کتاب، آموزش خط و نوشتن است و مراد از حکمت، آگاهی بر مصالح و مفاسد اشیاء و افعال و اخلاق و عقاید است، خواه آثار دنیوی باشد، خواه اخروی. 2ـ صاحب تفسیر هدایت می گوید: در آیه 48 شاید کتاب عبارت از دستور ثابت پیوسته به رویاهای کلی در زندگی باشد. اما حکمت عبارت از قانونگذاری های عملی مخصوص باشد که صبغه و رنگ تکاملی دارد و کتاب در تورات تجسم پیدا می‏ کرد و حکمت در انجیل موجود است. هیچ کس برای پیامبران و یا امامان دستگاه مستقلی در مقابل خداوند قائل نیست، آنها همه این کارها را به فرمان و اجازه او انجام می ‏دهند ولی منکران ولایت تکوینی می‏ گویند کار پیامبران منحصراً تبلیغ احکام و دعوت به سوی خداوند است و احیاناً برای انجام گرفتن پاره‏ای از امور تکوینی از دعا استفاده می‏کنند و بیش از این کاری از آنها ساخته نیست، در حالی که آیه فوق و آیات مشابه آن غیر از این را می ‏گوید بررسی تشابه آیات: 1ـ هر جا احساس خطر می ‏شود باید توجّه بیشتر در کار باشد. در زنده کردن مردگان، شفا دادن کوران و سایر بیماران، خطر انحراف عقیده و غلوّ وجود دارد، لذا در این آیه دو بار و در آیه 110 سوره مائده، چهار مرتبه مسأله اذن خدا مطرح شده است.   پیام‏ های آیه 48: 1ـ یکی از اصول و شرایط رهبری الهی، داشتن آگاهی‏ های لازم است. آگاهی بر اساس علم و حکمت  و کتب آسمانی. «یُعَلِّمُهُ الْکِتابَ وَ ...» 2ـ رهبر هر زمانی باید به حوادث و قوانین گذشته نیز آگاه باشد. خداوند به عیسی علیه السلام، تورات موسی علیه السلام را آموخت. «وَ التَّوْراةَ»   پیام ‏های آیه 49: 1ـ معجزه، جلوه‏ای از ربوبیّت خدا و در راستای هدایت و تربیت انسان‏ هاست. «جِئْتُکُمْ بِآیَةٍ مِنْ رَبِّکُمْ» 2ـ اولیای خداوند با اذن او قدرت تصرّف و تغییر در نظام آفرینش را دارند. «فَأَنْفُخُ فِیهِ فَیَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِ اللَّهِ» 3ـ انبیاء علم غیب دارند و حتی به جزئیات زندگی مردم آگاهند. (امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت عیسی در سن هفت سالگی به آنچه مردم در خانه‏ هایشان مصرف یا ذخیره می‏ کردند، خبر می ‏داد.) (بحار، ج 14، ص 251) «أُنَبِّئُکُمْ بِما تَأْکُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِی بُیُوتِکُمْ» آمنه اسفندیاری بخش قرآن تبیان منابع: تفسیر نور، ج 2 تفسیر نمونه، ج 2 تفسیر المیزان، ذیل آیه بحار الانوار، ج 14 عیون اخبار الرضا، ج 2 تفسیر هدایت، ج 1   قرآن و اندیشه قرآنی - tebyan.net