تلاش ایران برای فعال سازی «نم» در جهان

تلاش ایران برای فعال سازی «نم» در جهان

سیب موز: تلاش ایران برای فعال سازی «نم» در جهان

سیب موز ایران آنلاین /با این وجود ایران در دوره ریاست چهارساله خود تلاش کرد تا با فعال کردن توان دیپلماتیک همه کشورها، مقدمات اجرایی کردن مصوبات جنبش در قالب یک دیپلماسی چندجانبه را فراهم کند و مدلی از همکاری با سایر دولت ها را پایه ریزی کند. با پایان دوره ریاست کشورمان در سال گذشته و در حالی که قرار بود مسئولیت از ایران به رئیس بعدی یعنی ونزوئلا منتقل شود، به دلیل تحولات داخلی ونزوئلا ریاست ایران ادامه یافت. حالا روحانی قرار است در نشستی که امروز و فردا (شنبه و یکشنبه) در جزیره مارگاریتا در کشور ونزوئلا برگزار می شود، مسؤلیت رهبری غیرمتعهدها را تحویل نیکولاس مادورو دهد. با بهرام امیر احمدیان، کارشناس مسائل بین الملل درباره اهمیت این جنبش و جایگاه آن در مناسبات بین المللی گفت وگو کردیم که در ادامه از نظر می گذرد.

جنبش غیر متعهدها یک سازمان منطقه ای است که در اوج جنگ سرد و فضای دو قطبی بین غرب و شرق با هدف ایجاد وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه شرق و نه در اردوگاه غرب قرار داشتند، تشکیل شد. کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها در میان این دو قلمرو قرار داشتند. با فروپاشی دو بلوک شرق و غرب در دوره بعد از جنگ سرد که ایالات متحده به قدرت هژمون(غالب) جهانی در حوزه غربی تبدیل شده است و از طرف  دیگر، انسجام و یکپارچگی کشورهای حوزه شرق هم از میان رفته است،  دیگر غیر متعهدها در فضای جدید پاسخگوی نیاز اعضا نیستند و در ساختار جدید بین المللی نتوانسته اند به تعریف جدیدی متناسب با فضای حاکم دست پیدا کنند.

به گزارش سیب موز

غیر متعهدها عنوان تشکلی است که با وجود پرشمار بودن اعضای آن، نتوانسته است در معادلات سیاسی جهان نقش آفرینی تأثیرگذاری داشته باشد، ارزیابی تان از جایگاه کنونی این جنبش در عرصه بین المللی چیست؟

جنبش غیر متعهدها یک سازمان منطقه ای است که در اوج جنگ سرد و فضای دو قطبی بین غرب و شرق با هدف ایجاد وحدت میان کشورهایی که نه در اردوگاه شرق و نه در اردوگاه غرب قرار داشتند، تشکیل شد. کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها در میان این دو قلمرو قرار داشتند. با فروپاشی دو بلوک شرق و غرب در دوره بعد از جنگ سرد که ایالات متحده به قدرت هژمون(غالب) جهانی در حوزه غربی تبدیل شده است و از طرف  دیگر، انسجام و یکپارچگی کشورهای حوزه شرق هم از میان رفته است،  دیگر غیر متعهدها در فضای جدید پاسخگوی نیاز اعضا نیستند و در ساختار جدید بین المللی نتوانسته اند به تعریف جدیدی متناسب با فضای حاکم دست پیدا کنند.

چرا کشورهای عضو این جنبش نتوانسته اند خود را متناسب با شرایط کنونی بین المللی سازگار کنند؟

وجه مشترک کشورهای عضو جنبش به عنوان عامل اصلی کنار هم قرار دادن این کشورها عامل سیاسی و در پیش گرفتن یک سیاست مستقل جهانی بود اما کشورهای عضو، تنوع و گوناگونی در نظام های سیاسی، امنیتی، اجتماعی و سیاسی و اقتصادی دارند. مهمتر اینکه در قاره های آسیا و آفریقا متمرکزند و اغلب آنها نیازمند تکنولوژی و سرمایه غربی هستد. در عین حال آن قدرتی که بتواند بالاتر از بقیه حرف بزند و توان و قدرت آن بر بقیه کشورها غلبه داشته باشد، وجود ندارد. چرا که تشکیلات غیر متعهدها بیشتر سیاسی و زاییده جنگ سرد بود که در بین دو بلوک شرق و غرب قرار گرفت و عمدتاً کشورهایی بودند که خیلی قدرت چانه زنی در محیط بین المللی را نداشتند. با فروپاشی این دو بلوک، این جنبش نتوانست به لحاظ سیاسی و بویژه اقتصادی خود را متناسب با تحولات به روز کند. در حال حاضر قدرت های بزرگ غرب از ساختار اقتصادی بالایی برخوردارند که پیرو این قدرت اقتصادی نقش سیاسی مهمی هم در اتحادیه های منطقه ای ایفا می کنند. اما این سو ممکن است برخی از کشورهای عضو این جنبش خودشان به تنهایی در عرصه سیاسی و اقتصادی حرفی برای گفتن داشته باشند اما در قالب یک سازمانی مانند غیر متعهدها نتوانسته اند انسجام سیاسی و اقتصادی به وجود آوردند درحالی که  باید از نظر کارکردی و تجاری روابط نزدیک تری داشته باشند. ایجاد این انسجام هم به میزان نیاز این کشورها به یکدیگر و اکمالی بودن اقتصادشادن به یکدیگر منوط است در حالی که عمده کشورهای «نم» تکنولوژی خودشان را از غرب وارد می کنند و فقط مواد اولیه را خودشان تأمین می کنند.

آیا این ضعف بیشتر به دلیل ناکارآمدی ساختاری این سازمان بوده یا به دلیل کم رنگ شدن اهداف اصلی و اولیه آن؟

در ساختار موجود جنبش،  نقشی برای کمک به یکدیگر تعریف نشده و تنها قدرت آنان در رأی دهی به نفع اعضا در سازمان های بین المللی از جمله آژانس بین المللی انرژی اتمی، مجمع عمومی سازمان ملل و از این قبیل امور محدود شده است. اما کشورهای عضو این جنبش بارها در خلال مذاکرات هسته ای از حق مسلم ایران در قبال دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای دفاع کرده اند. حمایتی که البته به لحاظ پرتعداد بودن توانسته است فضای سیاسی سازمان های بین المللی را به نفع ایران تغییر دهد.

مهم ترین دلیل ناکارآمدی غیرمتعهدها ساختار ضعیف آن است. این جنبش از نظر ساختاری دبیرخانه دائمی ندارد. اصول و موازین صادر شده از دبیرخانه موقت هم بیشتر جنبه نصیحت و پندگونه دارد تا اینکه اجرایی و محکم باشد. این امر نشان می دهد که بنیادی مالی که بتواند آنها را سامان بدهد وجود ندارد. علی رغم اینکه کشورهای عضو این جنبش، غیر متعهد نامیده می شوند، تعداد زیادی از این کشورها به دلیل ضعف پایه های اقتصادی و قرار گرفتن در حوزه نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برخی کشورهای قدرتمند در منطقه خودشان، نمی توانند همچون گذشته مستقل عمل کنند. یعنی غیر متعهدها نتوانسته اند سازوکاری شبیه یک سازمان منطقه ای به وجود آورند. این در حالی است که در عرصه بین المللی، اتحادیه های منطقه ای مانند اتحادیه اروپا وجود دارند که سهمشان از تجارت بین الملل زیاد است و طبیعی است که تأثیرگذاری بیشتری در عرصه جهانی دارند. درون این اتحادیه، وابستگی اقتصادی زیادی برای مبادلات درون منطقه ای وجود دارد . عمدتا سازمان هایی که دنبال قدرت بیشترند از نظر نظامی هم باید توانایی بالایی داشته باشند مثلاً در اتحادیه اروپا برخی قدرت های بزرگ جهان هم هستند و به همین دلیل می توانند حرف بیشتری در معادلات سیاسی و اقتصادی بزنند اما در جنبش غیر متعهدها آن قدرتی که بتواند حرف زیادی بزند وجود ندارد. همین ضعف ساختاری و تشکیلاتی باعث شده است که اعضای این سازمان به فراخور تحولات و رخدادهای مهم جهانی از جمله ناامنی و تروریسم حرفی برای گفتن نداشته باشند. این در حالی است که در صورت داشتن یک سازوکار قوی،  اگر تحولاتی در حوزه  کشورهای غیر متعهد هم رخ می داد  اعضای آن می توانستند به طور جدی نقش آفرینی کنند در صورتی که برای حل مشکلات داخلی کشورهای مسلمان مانند افغانستان نیروهای ناتو دخالت می کنند. حال آنکه حتی یک سازمان منطقه ای مانند سازمان همکاری اسلامی هم نتوانسته نیروهای حافظ صلح تدارک ببیند و در این مسأله مداخله کند.

آیا اعضای این جنبش با وجود این ساختار غیر منسجم که شما به آن اشاره داشتید توانسته اند در دوره بعد از جنگ سرد و فروپاشی بلوک های شرق و غرب ، اساساً تأثیری حتی اندک بر موضوعات و تحولات مهم بین الملل بگذارند؟

در ساختار موجود جنبش،  نقشی برای کمک به یکدیگر تعریف نشده و تنها قدرت آنان در رأی دهی به نفع اعضا در سازمان های بین المللی از جمله آژانس بین المللی انرژی اتمی، مجمع عمومی سازمان ملل و از این قبیل امور محدود شده است. اما کشورهای عضو این جنبش بارها در خلال مذاکرات هسته ای از حق مسلم ایران در قبال دستیابی ایران به انرژی صلح آمیز هسته ای دفاع کرده اند. حمایتی که البته به لحاظ پرتعداد بودن توانسته است فضای سیاسی سازمان های بین المللی را به نفع ایران تغییر دهد.

عملکرد ایران را در دوره سه ساله ریاست بر جنبش غیر متعهدها چگونه ارزیابی می کنید؟

مذاکرات هسته ای ایران با قدرت های بزرگ عمده توجه مسئولان دیپلماتیک ایران را معطوف خود کرد اما با وجود این و در حالی که ایران در فضای دولت قبلی یک محیط بسته به حساب می آمد و تمام جهان اتفاق نظر داشت که ایران خطری برای عرصه بین المللی است، از بهره گیری از سازوکار سازمان های بین المللی برای نقش آفرینی هم غافل نشد. ایران همچنین سعی کرد با بهره گیری از الگوی اعتدال، سازوکار جمعی غیر متعهدها را برای خنثی کردن فشار  و قدرت کشورهای غربی برای به ثمر نشاندن برنامه های خود در خصوص موضوعات مهم جهانی در عرصه بین المللی فعال کند. کشورمان در دوره روحانی همچنین کوشید نه تنها در «نم» بلکه در سایر کمیته ها و زیرمجموعه های سازمان ملل نقش آفرینی فعال داشته باشد. در حقیقت یکی از عواملی که باعث خروج ایران از انزوای بین المللی بود تلاش ایران برای بهره بردن از چنین موقعیت هایی بود و کشورمان در دوره جدید توانست تا حدودی به جایگاه مورد نظر خود دسترسی پیدا کند.

/ایران